X
تبلیغات
وبلاگ شخصی احمدرضا عابدی

وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار پیامی ویدئویی در صفحه توئیتر خود، اهداف ایران در پیگیری برنامه هسته‌ای را تشریح کرد و گفت هیچ قدرتی در جهان نمی‌تواند سرنوشت دیگران را تعیین کند.

به گزارش تابناک، «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار پیامی ویدئویی در صفحه توئیتر خود، هدف ایران از پیشبرد برنامه هسته‌ای را تشریح کرد. در این پیام که به 5 زبان (فارسی، انگلیسی، ترکی، فرانسه و عربی) منتشر شده، آمده است:

«عزت چیست؟ احترام چیست؟ آیا باید برای این‌ها مذاکره کرد؟ آیا می‌توان روی آن‌ها قیمت گذاشت؟ تصور کنید شما نبایست کاری را که همه انجام می‌دهند، انجام دهید. کاری را که همه مجاز به انجام آن هستند. آیا شما کوتاه می‌آیید؟ یا بر موضع خود پافشاری می‌کنید؟ ما همه در اراده خود آزاد هستیم و توان تعیین سرنوشت خود را داریم. این به معنای لجبازی یا در نظر نگرفتن نقطه نظرات دیگران نیست. اراده آزاد در وجود همه ما است، در ذات ماست. این ماهیتِ مطالبات جمعی ما ایرانیان در قرن اخیر بوده است. ما پی در پی دست در دست یکدیگر نهاده‌ایم، تا در برابر استبداد بایستیم و برای آزادی اراده، احترام مطالبه کنیم.

ایرانی‌ها تفاوتی با دیگر مردم این کره خاکی که از آن بهره‌مندیم، ندارند. ما نیز خواهان احترام به عزت خویش هستیم. برای ما ایرانی‌ها انرژی هسته‌ای پیوستن به یک باشگاه یا تهدیدآفرینی برای دیگران نیست. انرژی هسته‌ای یک جهش، یک حرکت به سوی تعیین سرنوشت خویش است، به جای اینکه به دیگران اجازه دهیم برای ما تصمیم بگیرند.

برای ما، انرژی هسته‌ای به معنای تامین آینده فرزندانمان است؛ برای ایجاد تنوع در اقتصادمان؛ برای جلوگیری از هدر رفتن نفتمان و پیرامون تولید انرژی پاک. این حرکتی است رو به جلو برای ملت ایران همانند دیگران، در یک عرصه نوین که با صلح، پیشرفت و کامیابی تعریف شده است.

حال اگر به شما بگویند که چنین انتخابی ندارید چه می‌کنید؟ آیا کوتاه می‌آیید؟ حقوق اعطاکردنی نیست. و چون اعطا نشده، پس مصادره نیز نخواهد شد. این به معنای رسیدن به بن‌بست نیست. راهی به جلو وجود دارد. مسیری سازنده در جهت تعیین سرنوشت خودمان، حرکتی به سوی پیشرفت، برای حفاظت از صلح. حرکتی رو به جلو. تنها انتخاب بین تسلیم یا رو در رو شدن نیست.

تابستان گذشته مردم ما تعامل سازنده را به وسیله صندوق‌های رأی انتخاب کردند و از این راه آن‌ها به دنیا یک فرصت تاریخی برای تغییر مسیر دادند. استفاده از این فرصت یگانه نیازمند یک موضع برابر و انتخاب یک مسیر بر پایه احترام متقابل و به رسمیت شناختن عزت همه انسان‌ها و بیش از آن به رسمیت شناختن این واقعیت است که هیچ قدرتی، هرچند مقتدر، نمی‌تواند سرنوشت دیگران را تعیین کند. این دیگر یک گزینه نیست. ما همه باید سرنوشت مشترکمان، چالش‌های مشترکمان و فرصت‌های مشترکمان را هوشیارانه درک کنیم. ما همچنین باید باور داشته باشیم که تحمیل، پایدار نیست و باور داشته باشیم که با هزینه دیگران نمی‌توان پیشرفت کرد و باور داشته باشیم که یا با همدیگر می‌بریم یا با همدیگر می‌بازیم. تعادل رمز موفقیت است.

گفت‌و‌گوی صادقانه و اعتماد واقعی همه منوط به موضع برابر، احترام متقابل و منافع مشترک است. و بیش از هر چیز، عزت برای همه. ما این را به مردم خود و به دنیا قول دادیم و همیشه به قول خود پایبندیم. مردم ایران مصمم به کاوش در این مسیر هستند. بیایید در پایان دادن به یک بحران غیرضروری و آغاز افق‌های جدید با هم همراه شویم. من «جواد ظریف» هستم. و این پیام مردم ایران است.»
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 و ساعت 17:22 |

بازاین چه شورش است که در خلق عالم است                  بازاین چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

محرم ماه اشک و گریه و غم اهل بیت علیهم السلام است. محرم ماه "بلی" گفتن به " ألست أولى بكم‏"  در غدیر است. محرم هنگام "َ لَأَبْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما"  است. محرم ماه ابراز محبت شیعه به مقام ولایت و امامت ائمه ی هدی علیهم السلام است. ماه اشک و عزاداری، ماه شیعه برای محبت، ماه کربلا و جلوه ی آن، ماه مقتل و سینه زنی، ماه احقاق حق است.

حسین بیشترازآب تشنه لبیک بود، افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش رانشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.دکترعلی شریعتی

ایام سوگواری آقا اما حسین (ع) مولا و سرور شهیدان را به تمامی عزاداران حسینی تسلیت می گویم

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 و ساعت 7:40 |
+ نوشته شده توسط احمد در شنبه بیستم مهر 1392 و ساعت 17:27 |
پراید پرنده هم اومده تو بازار!!بالگرد تک نفره با موتور پراید و با قابلیت حمل 50 کیلو گرم بار. حالا هی بگید پراید بده بابا داره می پره!!
+ نوشته شده توسط احمد در شنبه بیستم مهر 1392 و ساعت 17:26 |
وقتی دلیل توقف پروژه ها را از نماینده شهرستان و دیگر مسئولین جویا می شوید می گویند: کشور این روزها تحریم است! بودجه نیامده است! به زودی آگهی مزایده انجام می شود! در حال بررسی است! و پاسخ های تکراری دیگری که دیگر رمقی برای مصاحبه خبرنگاران باقی نگذاشته است، داراب را از لیست تحریم های داخلی خارج کنید!

داراب آنلاین - بررسی پروژه های در حال اجرا و افتتاح شده در شهرستان های همطراز داراب در استان پهناور فارس نشان می دهد که متاسفانه در توزیع امکانات عدالت رعایت نشده است.

به عنوان مثال شهرستان های فسا و جهرم در حالی چندمین بیمارستان خود را می سازند که داراب با جمعیت تقریبا برابر تنها یک بیمارستان دارد و فاقد درمانگاه شبانه روزی دولتی و امکانات است.

شهر دوبرجی مرکز بخش فرگ داراب که با مرکز شهرستان بیش از 100 کیلومتر فاصله دارد فاقد درمانگاه شبانه روزی است و به قول یکی از اهالی، مردم نباید عصر ها مریض شوند!

در استانی که قطب پزشکی کشور است بیمارستان و درمانگاه روستاهای ما از کمبود پزشک متخصص رنج می برند به طوری که تصاویر استقبال روستایی های داراب از بیمارستان صحرایی به خوبی نمایانگر این واقعیت تلخ بود!

شهرستان داراب که هزاران بیمه شده تامین اجتماعی دارد فاقد درمانگاه تامین اجتماعی است! و تنها بیمارستانش جبران همه این کمبود ها را باید بپردازد.

وقتی از شیراز به سمت داراب حرکت می کنید در تمام طول مسیر ماشین آلات راه سازی هر چند با سرعت کم در حال ساخت بزرگراه هستند اما با عبور از فسا و ورود به منطقه استحفاظی شهرستان داراب دیگر خبری از اجرای هیچ پروژه ی راه سازی نیست. با بررسی آمار متوجه واقعیت تلخ دیگری می شوید که در طول تاریخ تنها 11 کیلومتر بزرگراه در شهرستان داراب اجرایی شده است! که نیمی از آن گاردریل ندارد و فاقد استاندارد های لازم است.

وقتی دلیل توقف پروژه ها را از نماینده شهرستان و دیگر مسئولین جویا می شوید می گویند: کشور این روزها تحریم است! بودجه نیامده است! به زودی آگهی مزایده انجام می شود! در حال بررسی است! و پاسخ های تکراری دیگری که دیگر رمقی برای مصاحبه خبرنگاران باقی نگذاشته است، لطفا داراب را از لیست تحریم های داخلی خارج کنید!

مردم مظلوم داراب که به گفته امام جمعه محترم، اگر در سال های اخیر سکوت نکرده بودند شاید امروز وضعیتشان این نبود، درد دل های زیادی دارند که مطرح کردن همه آنها در این نوشته خدای نکرده سیاهنمایی تلقی می شود!

داراب که در گذشته یکی از قطب های کشاورزی درکشور بود در سال های اخیر با خشکسالی دست و پنجه نرم می کند و روز به روز بر تعداد بیکاران شهرستان افزوده می شود و همانطور که شما بهتر از من و امثال من می دانید بیکاری رابطه مستقیمی با طلاق، سرقت و دیگر جرایم دارد که آمارها نیز این را نشان می دهد.

تنها دادن وام به جوانان و ارائه آمارهای رنگارنگ در جلسات شورای اشتغال فرمانداری دردی را دوا نمی کند و فقط جوانان بیکار را تبدیل به جوانان بیکارِ بدهکار می کند. امروز شهرستان داراب نیاز به اجرای طرح های صنعتی اشتغال زا دارد.

مردم و مسئولین شهرستان داراب بخوانند

داراب آنلاین که روند پیشرفت شهرستان های همجوار را در دو سال اخیر از طریق رصد رسانه ها دنبال کرده است دلایل زیر را عدم پیشرفت شهرستان داراب می داند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه شانزدهم مهر 1392 و ساعت 16:3 |

طنز/ پشت پرده تلفن اوباما به روحانی

طنز و کاریکاتور > طنز - مسعود مرعشی در بهار نوشت:

همان‌گونه که مطلعید‌‌، ترافیک نیویورک منجر به تماس تلفنی مشکوک باراک اوباما با حسن روحانی شد‌‌. هشت سال حضور احمد‌‌ی‌نژاد‌‌ د‌‌ر د‌‌ولت باعث شد‌‌ه بود‌‌ که نیروهای خود‌‌جوش که د‌‌ر د‌‌وران آقای خاتمی د‌‌ر بالاترین حد‌‌ آماد‌‌گی به سر می‌برد‌‌ند‌‌، د‌‌چار افت بد‌‌نی شوند‌‌ و از روزهای اوج فاصله بگیرند‌‌. خوشبختانه این تماس تلفنی باعث شد‌‌ که بتوانند‌‌ با پرتاب کفش، بد‌‌نی گرم کنند‌‌. به امید‌‌ این‌که با بازگشایی سفارت آمریکا، این عزیزان بتوانند‌‌ هر روز از د‌‌یوار آن بالا بروند‌‌ تا د‌‌چار افت آماد‌‌گی نشوند‌‌. 

بعد‌‌ از این مقد‌‌مه‌چینی قصد‌‌ د‌‌اریم به افشای پشت پرد‌‌ه این ماجرا بپرد‌‌ازیم:

خارجی- د‌‌اخل لیموزین- د‌‌ر مسیر فرود‌‌گاه نیویورک
روحانی شاخه زیتونی د‌‌ر د‌‌ست گرفته، یکی‌یکی برگ‌هایش را می‌کند‌‌.
روحانی: «زنگ می‌زنه، زنگ نمی‌زنه، زنگ می‌زنه، زنگ نمی‌زنه...»
تلفن روحانی زنگ می‌خورد‌‌.
حسن: «الو بفرمایید‌‌؟»
ولاد‌‌یمیر: «چطوری حسن آقا؟ برگشتی به سلامتی؟»
روحانی: «آه! تویی ولاد‌‌یمیر؟ ولاد‌‌یمیر برو بابا. تلفن رو اشغال نکن منتظر زنگ کسی‌ام.»
ولاد‌‌یمیر: «قطع نکن، ببین منو! آخرش منم که واست می‌مونم د‌‌ل به کیا خوش کرد‌‌ی؟»
حسن: «باشه حالا باشه، بعد‌‌ا حرف می‌زنیم. الان توی جلسه‌ام.»
ولاد‌‌یمیر: «چرا د‌‌روغ میگی؟ توی ترافیکی، ‌د‌‌اری میری فرود‌‌گاه.»
حسن: «تو از کجا می‌د‌‌ونی؟!»
بیا با احترام متقابل برخورد‌‌ کنیم، نذار رابطه‌مون شکرآب شه.»


د‌‌اخلی- کاخ سفید‌‌
اوباما: «جان کری جون؟»
کری: «بله؟» اوباما: «جان کری جون؟»
کری: «بله؟» اوباما: «هیچی هیچی ببخشید‌‌. میگم زنگ بزنم به نظرت؟»
کری: «بزن آقا حله. من با جواد‌‌ هماهنگ کرد‌‌م.» اوباما: «ها؟! جواد‌‌ کیه؟»کری: «رفیق فابریکمه. جواد‌‌ ظریف.»اوباما: «هار هار! بی‌جنبه کلا نیم ساعت باهاش حرف زد‌‌یا، فکر کرد‌‌ی چه خبره؟! اگه حسن جواب ند‌‌اد‌‌ چی؟ ضایع میشیم‌ها!»کری: «خب صد‌‌اش رو د‌‌رنمیاریم که زنگ زد‌‌یم.»اوباما: «خب اگه روحانی تابلو کنه آبرومون رو ببره چی؟»کری: «نه! اون مرد‌‌ی که حرفای خصوصی رو افشا می‌کرد‌‌ (یا تصور می‌شد‌‌ افشا می‌کند‌‌) د‌‌یگه رفته.»

لوکیشن اول- د‌‌وباره تلفن زنگ می‌خورد‌‌.
روحانی: «الو، بفرمایید‌‌؟»
صد‌‌ا: «اونجا کبابی اکبر جوجه و پسرانه؟»
روحانی: «نه آقا جان مزاحم نشو.» (می‌خواهد‌‌ تلفن را قطع کند‌‌)
صد‌‌ا: «نه نه قطع نکن! باراکم شوخی کرد‌‌م.» روحانی فکر می‌کند‌‌ فرد‌‌ پشت خط ایهود‌‌ باراک رژیم غاصب است.
روحانی: «کثافت! از جون من چی می‌خوای؟! یه بار د‌‌یگه زنگ بزنی شماره‌ات رو مید‌‌م مخابرات پد‌‌رتو د‌‌ربیارن.»
صد‌‌ا: «این بود‌‌ اعتد‌‌الت؟ این بود‌‌ تد‌‌بیرت؟ آد‌‌م با میزبانش این‌طوری برخورد‌‌ می‌کنه؟!»
روحانی: «ئه! حسین تویی؟ شرمند‌‌ه من اشتباه گرفتم.»
اوباما: «بابت ترافیک نیویورک شرمند‌‌ه. ما «باقر» ند‌‌اریم معضلات رو برطرف کنه.»
روحانی: «ای بابا... حالا روابطمون که خوب شد‌‌، باقر رو بذارید‌‌ شهرد‌‌ار نیویورک، سه سوته رد‌‌یفش می‌کنه. فقط احتمالا بخواد‌‌ چهار سال یک‌بار از طرف حزب جمهوری‌خواه نامزد‌‌ انتخابات شه که یه رونقی به فضای انتخابات بد‌‌ه.
اوباما: «خیلی هم خوبه د‌‌مت گرم.»
روحانی: «باشه پس بهش میگم. هو ئه نایس د‌‌ی د‌‌اد‌‌اااااش.»
اوباما: «کود‌‌افیظ. صاد‌‌یق سلامت لی اینن گد‌‌سن.»
روحانی: «هان؟»
اوباما: «ببخشید‌‌ الان می‌خواستم به مقامات ترکیه زنگ بزنم یه تیکه اشتباهی استانبولی آماد‌‌ه کرد‌‌ه بود‌‌م!»

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه هفتم مهر 1392 و ساعت 11:18 |

 حجت‌الاسلام دکترحسن روحانی رئیس جمهور در نشست خلع سلاح هسته‌ای که امروز در مقر سازمان ملل برگزار شد، تاکید کرد که  اسرائیل بدون هیچ تأخیری به معاهدات منع سلاح‌ هسته‌ای بپیوندند.

وی افزود: پیشنهاد جنبش عدم تعهد تعیین 26 سپتامبر به عنوان روز بین‌المللی امحای کامل سلاح‌های هسته‌ای است.

متن سخنان حسن روحانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای رییس، آقای دبیرکل، عالیجنابان، هیات های محترم، خانم ها و آقایان

ایراد سخن در این گردهمایی تاریخی امتیازی ویژه است. مشارکت تعداد زیادی از رهبران جهان در این نشست، که اولین اجلاس مجمع عمومی در خصوص خلع سلاح هسته‌ای است، در واقع نشانه بارزی از حمایت گسترده از این موضوع مهم است. به نمایندگی از جنبش عدم تعهد که مبتکر برگزاری این نشست است، لازم می‌دانم از همه شما به خاطر حمایت‌هایتان قدردانی نمایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم مهر 1392 و ساعت 10:31 |

کری مذاکره با ظریف را خوب و سازنده توصیف کرد

خبرگزاری تسنیم: وزیر خارجه آمریکا پس از برگزاری نشست وزرای خارجه ایران و گروه ۱+۵ فضای نشست را خوب و سازنده و اظهارات وزیر خارجه کشورمان را شفاف توصیف کرد.                      

به گزارش حوزه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم؛ جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به فضای خوب مذاکره در جلسه عصر پنجشنبه وزیران خارجه کشورهای پنج به اضافه یک با وزیر خارجه کشورمان گفت: دیدار پنج به اضافه یک با ظریف خوب و سازنده بود.

جان کری پس از این جلسه در جمع خبرنگاران گفت: ما همه خیلی خوشحال هستیم که ظریف به جلسه آمد و خیلی شفاف موضوع هسته ای ایران را مطرح کرد.

وی با اشاره به تغییر لحن دولت جدید ایران در این موضوع گفت: من در کنار این جلسه با ظریف در مورد ادامه دادن این مسیر و حل کردن نگرانی ها و سوالات کشورها در مورد برنامه هسته ای ایران صحبت کردم.

جان کری با اشاره مجدد به رضایت از حضور ظریف در این جلسه گفت: ظریف در این جلسه پیشنهادهائی را مطرح کرد که باید آنها را بررسی کنیم.

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم مهر 1392 و ساعت 10:30 |

ظریف و جان کری کنار هم نشستند

سیاست > دیپلماسی - نشست ایران و گروه 1+5 در نیویورک آغاز شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین این دیدار در نیویورک، نخستین دیدار همتایان ایرانی و آمریکایی در این سطح درباره ایران پس از قطع رابطه است.
طبق تصاویری که از محل مذاکرات ۱+۵ و پیش از آغاز جلسه رسیده، هیئت ایرانی و هیئت آمریکایی در گوشه میز و کنار یکدیگر نشسته‌اند.

ظریف

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم مهر 1392 و ساعت 9:30 |

خداوندا....

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد!!...

تقصیری ندارد...

قاصر است

کم می آورد در برابر بزرگی ات...

لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت

در دلم اما همیشه

ذکر خیرت جاریست!!....

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه بیست و دوم شهریور 1392 و ساعت 15:43 |
قابل توجه کلیه شرکتهای پرتونگاری

شرکت مهندسی پرتوآزمون آذر با همکاری شرکت سایان دوره بازآموزی حفاظت دربرابراشعه ویژه مراکز صنعتی را در تاریخ ۱۴و۱۵ شهریور ۹۲ در عسلویه برگزار می نماید.

جهت ثبت نام با شماره های ۰۹۳۶۷۱۱۰۵۴۵ و۰۹۱۶۶۰۱۱۴۲۰ (عابدی-سعیدزاده) تماس حاصل نمایید.

+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه هفتم شهریور 1392 و ساعت 17:35 |

دكتر حسن روحاني در اولين روز از آغاز فعاليت رسمي هيات وزيران براي معارفه سكاندار حوزه سياست خارجه دولتش مهمان كاركنان دستگاه ديپلماسي كشور بود و روز دوشنبه نيز مسئول سياست داخله دولت را تا ساختمان عظيم وزارت كشور در خيابان فاطمي همراهي كرد. حدفاصل شنبه تا دوشنبه هم تقريبا همه وزرا، سرپرستان وزارتخانه‌هاي بدون وزير و معاونان رئيس جمهور در محل كارخود حاضر شدند و از صبح امروز عملا حركت قطار دولت يازدهم آغاز شده است.
دو معارفه ديروز و روز شنبه اما فرصت تازه اي بود تا دكتر حسن روحاني ديدگاه‌هاي رئيس جمهور و دولت يازدهم را در آغاز راهي چهارساله بيشتر از قبل تبيين كند. رئيس جمهور اما لابلاي سخنان خود در هردو مراسم، خواسته يا ناخواسته، بارها ذهن شنوندگان را براي يك قياس خاص به روزهايي از هشت سال گذشته برد و برگرداند. هركس كه سخنان شنبه و دوشنبه آقاي دكتر روحاني را شنيد، ناخودآگاه در مقام مقايسه شخص روحاني با شخص احمدي نژاد و دولت روحاني با دولت احمدي نژاد برآمد.
رئيس جمهور روز شنبه در جمع ديپلمات‌ها و متوليان سياست خارجي كشور تاكيد كرد كه «سياست خارجي جاي شعار نيست و حق نداريم سياست خارجي را براي گرفتن تکبير و کف صرف کنيم. » اين سخنان روحاني ذهن‌ها را بيش از هرچيزمتوجه سفرهاي مكرر احمدي نژاد به نيويورك مي‌كند. رئيس دولت پيشين در طول هشت سال حضور در پاستور حداقل 110 سفر خارجي رفت و هربار با حداقلي از دستاوردهايي از جنس منافع ملي كشور به تهران بازگشت. از اين تعداد سفر، مقصد 9 سفر نيويورك بود و مقصد 9 سفر ديگر كاراكاس ونزوئلا. حتي اگر باقي آن 90 سفر را فاكتور بگيريم، در جريان همين 18سفر، بارها سياست خارجي ايران از سوي شخص رئيس دولت‌ به فرصتي براي شعار دادن و مانور تبليغاتي بدل گرديد و صرف تكبير و هورا گرفتن از حاميان داخلي او شد و تقريبا و تحقيقا ديگرهيچ.
شايد با نگاه به همين هزينه‌ها و تجربه استفاده ناخوب از عرصه سياست خارجي در سال‌هاي گذشته است كه روحاني در گفته‌هاي خود با يادآوري لزوم امانتداري مسئوليت و تفكيك عنوان حقيقي و حقوقي فرد به عنوان مسئول ارشد امور اجرايي كشور مي‌گويد كه « هراشتباهي در سياست خارجي براي ملت بسيار سنگين خواهد بود و مسئولان اگر در موضع‌گيري خطا کنند، از جيب مردم خرج کرده‌اند.»
واقعيت اين است كه در طول هشت سالي كه گذشت، استفاده شعارگونه «مقام حقوقي» رئيس جمهور كشور از عرصه سياست خارجي باعث شد تا هم شخص احمدي نژاد و هم حاميان او بارها به «عنوان حقيقي» او مقامي « قدسي» بدهند و در توصيفش به طور مرتب غلو كنند تا جاييكه امر هم بر او و هم برحاميانش مشتبه شود. رحيمي در سالهايي كه هنوز معاون اول رئيس جمهور نشده بود با طرح داستاني از سفر خارجه اش او را تا مقام پيامبري بالا برد. فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت‌هاي نهم و دهم در وصف اعجازاحمدي نژاد صفحه‌ها قلمي كرد و كتاب نوشت و او را «معجزه قرن» ناميد و احمدي نژاد به شخصه حول سر خود در صحن سازمان ملل هاله نور ديد؛ هاله اي كه او را از در سالن تا محل تريبون همراهي كرد و به او جرات سخن گفتن در كاخ ستمگران! داد. هاله اي كه در ذهن رئيس جمهور وقت حضورش آنچنان مسلم شده بود كه آن را با يكي از علماي بزرگ قم در ميان گذاشت. برخي علماي قم هم در مقاطعي مخالفت با او را تا مقام مخالفت با خدا بالا بردند و حتي حكم رياست جمهوري و فهرست وزراي او را امضاء شده از سوي امام زمان(عج) دانستند. اين قدسي سازي كه در همه 4 سال اول دولتمداري احمدي نژاد در اوج بود در چهارساله دوم كار را هم براي شخص احمدي نژادي كه ديگر خود را زميني نمي‌دانست و هم براي همه آناني كه دستي در بركشيدن احمدي نژاد بر قدرت و بر آسمان داشتند، سخت كرد.
رئيس جمهور دولت يازدهم اما روز گذشته و از همين اولين روزهاي آغاز به كار دولتش تكليف شخصيت حقيقي و حقوقي‌ خود را مشخص كرد و با تاكيد بر زميني بودنش از هرگونه معجزه و هاله برائت جست. او در تكميل سخنان روز شنبه، در مراسم معارفه رحماني فضلي در وزارت كشور اظهار داشت كه «حسن روحاني مثل همه آدم‌هاست و فرقي با ديگران ندارد، معجزه‌گر يا معجزه قرن و دهه نيست و معجزه‌اي ندارد و اتصال ويژه‌اي به آسمان و پشت پرده هم ندارد.»
روحاني با اين سخنان هم تكليف خود را با مردم- چه حاميان و چه منتقدان و مخالفانش- روشن كرد و هم تكليف خود به عنوان شخص روحاني را با شخصيت حقوقي جايگاهي كه در آن قرار گرفته است، معلوم كرد. مهم تر از همه تكليف جايگاه رياست جمهوري را براي جمهور مردم مشخص، احيا و البته زميني كرد. از قضا همه اين تكاليف در همه هشت سال گذشته به طرز عجيبي به هم ريخته و آشفته شده بود و شايد در كنار همه بازسازي‌هايي كه بايد صورت بگيرد، بازسازي وجهه و جايگاه «عنوان حقوقي» رياست جمهوري، جداسازي آن از «عنوان حقيقي» شخص و البته زميني كردن اين جايگاه، هم از جمله وظايفي است كه روحاني بر دوش خود احساس مي‌كند و بايد در همين 100 روز اول دولت آن را به انجام برساند.

نويسنده : سيد علي محقق

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 19:4 |
یک راننده پیکان در داراب در ابتکاری جالب جهت مقابله با گرمای طاقت فرسای تابستان این شهر یک کولر آبی دست ساز را بر روی باربند خودروی خود نصب کرد!

 منبع:داراب آن لاین
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:53 |

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:8 |
شاید جالب باشد وقتی در شهری کهن و تاریخی با هوای گرم و نخلستان‌های وسیع و باغ‌‌هاي مرکبات صحبت از دره و آبشار و کوه و صخره‌های عظیم به میان آید آن هم در همسایگی هم.

داراب یا دارابگرد یکی از بزرگ‌ترین ولایات پارس قدیم محسوب می‌شده و سرتاسر آن پر از شگفتی‌های منحصربه‌فرد تاریخی و طبیعی است. قلعه دارابگرد، نقش برجسته دارابگرد، تنها مسجد تاریخی چهارمناره‌ای جهان، آتشکده آذرخش، آتشکده آذرجو، آبشار فدامی، روستا‌های زیبای لایزنگان و نوایگان، چشمه گلابی، چشمه تنگ کتویه، باغ‌‌های جنت شهر، تنگه بسیار زیبای رغز، سد رودبال، باغ‌‌های فسارود، غار مظفر سهلک و نقش شاپور داراب از دیدنی‌های این شهر کهن محسوب می‌شوند.
مسیر دسترسی به داراب نیز در نوع خود منحصربه‌فرد است. اگر مانند ما از نیمه شمالی کشور قصد سفر به این شهر را دارید، از سعادت شهر در 120 کیلومتری شمال شیراز به سمت ارسنجان تغییر مسیر بدهید. ارسنجان با غار ضحاک و سد گمبان می‌تواند پذیرای طبیعت دوستان باشد. در ادامه مسیر، به حاشیه دریاچه افسانه‌ای طشک نزدیک می‌شوید.

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:7 |

به نقل از داراب‌ آنلاین در بازدید جمعی از مسئولین شهرستان و دانشگاه علوم پزشکی شیراز از روستای محروم چاه گونی ازتوابع شهرستان داراب که این روزها میزبان جمعی از دانشجویان گروه های جهادی است، دختر بچه ای با حضور در جمع بازدید کنندگان نامه زیر را خطاب به مسئولین شهرستان استان و کشور قرائت کرد.

به نام خدا
ما روستای خود را دوست داریم،
ما در روستای محروم زندگی می کنیم، یعنی چیزهایی که همه جا دارند، ما نداریم.
خانه های ما از سنگ و گل ساخته شده که در آنها به سختی زندگی میکنیم.
اگر زلزله بیاید خانه های ما محکم نیست.
در این جا اگر کسی مریض شود نمیدانیم چه کار کنیم، چون راه روستایمان خیلی خراب است و نمیتوانیم او را به شهر برسانیم تا دکتر او را مداوا کند.
روستای ما روحانی ندارد و مسجد روستا هم خیلی خراب است.

 


ما در اینجا با بچه ها به سختی درس می خوانیم چون کلاس های ما خراب است و ما بچه ها فکر می کنیم کسی به فکر ما نیست یا ما را دوست ندارد.
بعضی از پدر و مادرهای ما مریض هستند و پول ندارند که به شهر بروند تا خوب شوند.
ما بچه ها دوست داریم جایی برای ورزش داشته باشیم.
ما بچه ها دوست داریم که روستای ما جاده داشته باشد.
پدرم میگوید از سال 42 می خواهند جاده درست کنند نمی دانم چرا درست نمی شود!
چند سال قبل صادق علی نژاد که جوان بود توی همین جاده ی خراب از بین رفت و همه روستا خیلی ناراحت هستند.
معلم ما می گفت: امام خمینی فرموده تار موی ما را به کاخ نشینان عوض نمی کند؛
مادرم می گفت:
خدا کند این مهمانان که آمده اند بتوانند برای ما کاری کنند!

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:1 |
«بسم الله الرحمن الرحیم

امروز یکی از نمایندگان مخالف دولت تدبیر و امید در سخنانی که رگه‌هایی از عقلانیت، اعتدال و قانون در آن مشاهده نمی‌شد به تکرار اتهامات علیه بنده پرداختند که پیشتر و طی چهار سال گذشته بارها از تریبون‌های مختلف از جمله رسانه ملی و خانه ملت بیان شد اما شاید لازم باشد که شما را دعوت کنم به مطالعه دوباره حقوق ملت در فصل سوم قانون اساسی، آنجا که می‌گوید همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در برابر قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.

در پایان مقابل جنابعالی و سایر وکلای ملت که در احقاق حقوق شهروندی جمهوری اسلامی کوشا هستند سر تعظیم فرود می‌آورم و از خداوند متعال می‌خواهم که حق رفیق راهتان باشد.

مهدی هاشمی بهرامانی».
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 16:22 |

زنگنه وزیر پیشنهادی نفت: برای این وزارتخانه من با خیلی از افراد مشورت کردم. هم از مسئولان مختلف این وزارتخانه و هم با خود ایشان که دو نفر دیگر را برای وزارت پیشنهاد دادند. اما همان دو نفر گفتند که زنگنه بهترین گزینه برای وزارت نفت است. از زمان شورای عالی امنیت ملی با ایشان همکار بودم. برخی رسانه​ها ایرادی در این زمینه گرفته اند. نویسنده آن نامه که به بنده نسبت می​دهند، خودم هستم. آن موضوع ربطی به صلاحیت ایشان ندارد. وزارت نفت نیازمند دیپلماسی گسترده​ای است و بی تردید زنگنه جزء بهترین​ها هستند و به تعبیری بهترین است که می تواند در این شرایط حساس این مسئولیت را بپذیرد. آشنایی من با او از زمان جبهه​های جنگ است. او در وزارتخانه​های مختلف مسئولیت داشته است.

نعمت​زاده، وزیر پیشنهادی صنعت: از اولین دولت​ها از زمان شهید رجایی، ایشان وزیر بودند. ایشان همواره چهره​​ای فعال بوده و به درستی پدر صنعت و پدر پتروشیمی​است و آثار فعالیت وی را در بخش صنعت و پتروشیمی می​توان دید. ما هر کسی را که برای این وزارتخانه در نظر داشتیم، پیشنهاد دادند که نعمت زاده وزیر شود و آنها معاون وی باشد. یکی می گفت نعمت​زاده سنش بالاست و دیگری گفت که قلبش جوان است! ایشان در یکی دو هفته اخیر هم که مشکلاتی بروز یافت، او با شجاعت حضور یافت و رفع و رجو کرد. همه در بخش صنعت کشور، او را به عنوان پدر بخش صنعت می​شناسند.

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 16:20 |
جلالی خطاب به رسایی: نجابت می‌کنیم از روزنامه رنگی‌ات حرف نمی‌زنیم!
رییس فراکسیون رهروان ولایت مجلس شورای اسلامی در تذکری آیین‌نامه‌ای گفت: ما امروز به دنبال این هستیم که با این رای و انتخابات اگر اندک شکافی در حاکمیت و بین دولت و ملت ایجاد شده، رفع شود، چرا این شکاف را افزایش می‌دهید!

کاظم جلالی در تذکر خود در جلسه علنی بعدازظهر امروز (دوشنبه) اظهار کرد: من طبق آیین‌نامه ۵ دقیقه اجازه پاسخگویی دارم زیرا آقای رسایی صریحا به نطق من اشاره کرد و گفت: «ای کسی که در نطق صبح گفتی کاسبکارانه فتنه، آیا رهبری هم کاسبکارانه فتنه است» اولا من از عبارت مشمئزکننده ایشان به ساحت رهبر معظم انقلاب عذرخواهی می‌کنم و متاسفم که یک نماینده مجلس چنین عبارت مشمئز کننده‌ای را به ساحت مقام معظم رهبری وارد می‌کند و برای اهداف سیاسی خود حاضر است اینطور از رهبری خرج کند تا نماینده و همکار خود را تضعیف کند.

وی افزود: در ایام فتنه برای سخنرانی به دانشگاه رشت دعوت شدم، در هنگام برگشت در هواپیما عزیزی در کنار من نشسته بود و خود را معرفی کرد و گفت فرمانده ناحیه انتظامی استان گیلان است، او گفت برادرزاده آقای رسایی در جریان فتنه دستگیر شده و آقای رسایی پدر فرمانده نیروی انتظامی را برای آزادی وی در آورده است، برادر ایشان پیمانکار است، مشارکتی است و در راه و ترابری پیمانکاری‌های بزرگ می‌گیرد.

نماینده شاهرود در مجلس خطاب به رسایی ادامه داد: اگر ما نجابت می‌کنیم، اگر از روزنامه رنگی ۹ صفحه‌ای تو حرف نمی‌زنیم، اگر از پول‌های چندصدمیلیونی تومانی که به روزنامه تو و کار تو کمک می‌شود، نمی‌گوییم، قلمت و بیانت از بقیه بهتر نیست، اگر خدایی نکرده بخواهیم غیراخلاقی و غیرمودبانه صحبت کنیم، ادبیاتش را بلد هستیم.

جلالی همچنین اضافه کرد: کاظم جلالی ۱۴ سالش بود که به جبهه رفت و الان اتوکشیده در خدمت شماست، او بچه روستایی مستضعفی است،او را هم پودر کنید، مثل خیلی‌های دیگر که پودرشان کردید، با بیان، قلم و اجازاتی که علی الظاهر به لحاظ شرعی دارید که به همه بتازید و هر عبارت راست و دروغی را در هر تریبونی بگویید، می‌توانید آدم‌ها را نابود کنید. اما این کار را نکنید به مصلحت جامعه نیست.

رییس فراکسیون رهروان ولایت مجلس با اشاره به نطق صبح امروز خود یادآور شد: من در جلسه صبح گفتم فتنه و فتنه‌گر محکوم است اما باید به مر کلام رهبری توجه کرد، چقدر آدم‌ها را به عنوان ساکت فتنه زدید، مثلا دکتر لاریجانی را زدید. آیا خدمت کردید به جامعه؟ من مدتی پیش از بزرگواری پرسیدم آیا نتیجه انتخابات برای شما خیلی بهتر شد؟ گفت نه خیلی بد شد. گفتم چون نیروهای خودتان را زدید. شما خودزنی کردید. وقتی در جریان اصولگرایی همه را به یک بهانه می‌زنید، باید منتظر نتایجش هم باشید.

کاظمی جلالی در پایان گفت: این تفکر هم در انتخابات اخیر و هم در آزمون‌های دیگر نشان داده شد و مردم این تفکر را برنمی‌تابند. علی لاریجانی رییس مجلس از نمایندگان خواست این بحث را خاتمه دهند. (ایسنا)
 
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 16:2 |

بزرگواری گفت: در دولت اصلاحات و دولت نهم و دهم شعار جوان‌گرایی گوش فلک را کرد کرد اما برویم از صندوق عتیقه آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی وزیر در بیاوریم؟ برخی از این وزرا را بخواهیم در برخی پروژه‌ها ببریم، باید سرم به آنها وصل کنیم. وقتی در رأس این نظام رهبری عزیز در طول 4 سال از فتنه 88 سخن می‌گویند که فتنه‌گران مملکت ما را به پرتگاه سقوط می‌بردند و نظام ما را به عنوان نظام متقلب معرفی کرده بودند، آیا رواست که از اهالی و طرفداران فتنه در کابینه استفاده کنیم؟ از کسانی که به نمایندگی از سران فتنه در جلسه با رهبری شرکت کردند؟ باز برویم از همین‌ افراد استفاده کنیم و آرامش کشور را به هم بزنیم؟ چرا حرف اساسی نزنیم؟ چرا اگر از فتنه حرف بزنیم، می‌گویند اینها افراطی هستند؟ پس رهبری اولین افراطی است! علی​محمد بزرگواری نماینده کهکیلویه و بویراحمد در مجلس ضمن مخالفت با کلیت کابینه یازدهم، نطق پرحاشیه​ای را ایراد کرد که با واکنش رئیس و تنی چند از نمایندگان مجلس روبرو شد.   این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در سخنان خود تأکید کرد: آقای زنگنه بیاید و باز هم آن آقازاده دله دزد مهدی هاشمی بیاید و میدان‌دار شود؟ نباید به او رأی داد. این آقازاده‌های دله‌دزد به نظام و روحانیت خیلی ضربه زدند.

آقای بزرگواری ظاهرا مقایسه ای بین مسئله فرزندان آقای هاشمی و دزدی های 3000 میلیاردی و بیمه و...دولت قبل (عدالت گسترمهر) داشتند که به آنها گفتند دله درد.چون دزدی های کم و بی ارزش را معمولا به دله دزدی تشبیه می کنند. ضمن اینکه آقای بزرگواری چگونه به افرادی اتهام میزنند که هنوز درهیچ دادگاهی ثابت نشده .ایشان یا از مسلمانی و دستورات آن آگاه نیستند و یا آنقدر حزب اصولگرایی برایشان مهم است که حاضرند تمام قوانین را زیرپا بگذارند.

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 15:53 |
hou4895 کارت پستال تبریک عید فطر 92
+ نوشته شده توسط احمد در شنبه نوزدهم مرداد 1392 و ساعت 17:42 |

دیشب، (ششم مردادماه 1392) آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور محترم کشورمان طبق عادت مالوف در سیمای جمهوری اسلامی ایران، در خلال نوشابه های فراوانی که برای خود باز نمودند و از متواضع بودن، مردمی بودن، شجاع بودن، انقلابی بودن و متصف به عمده صفت های خوب دیگر بودن خود برای مخاطبان می گفتند به سفری که به بنت جبیل در جنوب لبنان داشتند اشاره کرده و گفتند برای سخنرانی با مردم مشتاق، حاضر نشده اند پشت شیشه ضد گلوله بروند و در حالیکه مترجم پشت شیشه بوده ایشان بیرون از محوطه شیشه ضد گلوله با مردم سخن گفته اند و ترسی از ترور نداشته اند، چه اینکه اگر اسرائیل می خواسته موشکی بزند ایشان هم مانند بقیه مردم ؛ چه فرقی میان ایشان و آنها بوده است.
در همان دقایقی که آقای احمدی نژاد شرح ما وقع می فرموند چند سوال در ذهنم مطرح شد که آنها را با ایشان و مخاطبان محترم در میان می گذارم باشد که همه ما به فرموده آیه شریفه سوره مبارکه بنی اسرائیل " انّ السّمع و البصر و الفؤاد کلّ اولئک کان عنه مسئولا" متوجه کلامی که از ما صادر می شود باشیم و بدانیم که ممکن است تطبیق آنچه برای ما یک فضیلت محسوب می شود با عمل دیگران خدای نکرده سوء تفاهماتی را پدید بیاورد که توهین آمیز یا رذیلتی برای آنان محسوب خواهد شد فلذا نباید اقدامات خود را متر و معیار درستی همه چیز قرار دهیم.

آقای احمدی نژاد عزیز
آیا اساسا نادیده گرفتن پروتکل ها، از لحاظ، امنیتی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و .. آن هم از سوی دومین مقام بلند پایه یک کشور بزرگ مانند ایران، کار درستی است؟ آیا شما به عنوان یک بچه مسلمان معتقد، یک بار درباره شرعی بودن یا نبودن شکستن قواعد و پروتکل های مختلف در همه این هشت سال از مرجع تقلید خود استفسار کرده اید؟ آیا متوجه شده اید که همه پروتکل هایی که زیر پا گذاشته اید و اکنون و همیشه به آنها مباهات می ورزید، چه تبعاتی برای دیگران، ملت و دولت داشته است؟

******
آیا سید حسن نصرالله عزیز که صهیونیست ها به خون او تشنه هستند و شیرمرد جهان عرب محسوب می شود و با احترام به همین پروتکل های امنیتی و سیاسی، دائما از خانه ای به خانه دیگر و از محل امنی به محل امن دیگر منتقل می شود و برای حفظ جان او از شر تروریست های صهیونیست، ارامش و قرار او سلب شده و برخلاف شما که به قول خودتان شجاعانه و مردمی از پشت شیشه ضد گلوله کنار آمدید، معمولا از طریق ویدیو کنفرانس با میلیونها هواخواه شیعه، سنی و مسیحی خود در لبنان و اقصی نقاط جهان سخن می گوید، فاقد صفت های مردمی بودن، شجاع بودن، انقلابی بودن، ضد صهیونیسم بودن و .. است که شما برای خودتان برشمردید.

******

آیا شما به همه شخصیت های سیاسی داخلی و خارجی دیگری که پشت شیشه ضد گلوله قرار می گیرند با ماشین ضد گلوله و یا با حفاظت های امنیتی ویژه فعالیت می کنند رجحان دارید و از همه آنها مردمی تر، شجاع تر و ... هستید؟

******

آیا در بنت جبیل، واقعا تصور شما این بود و اکنون این است که اسرائیلی ها قصد داشته و دارند که شما را ترور کنند!؟ واقعا چرا باید اسرائیلی ها بخواهند شما را ترور کنند؟ نه آقای رئیس جمهور عزیز! واقعا چرا!؟ اسرائیل هیچگاه برای ترور شما وقت نخواهد گذاشت. متاسفانه بنده از جمله کسانی هستم که شما در مصاحبه دیشب آنها را مورد عنایت قرار دادید و گفتید این هایی که از طرح مسئله هولوکاست از ما انتقاد کردند نمی فهمند و درک درستی از شرایط ندارند. بله، من درک نمی کنم و نمی فهمم و معتقدم شما ناخواسته و قطعا ناخواسته برای صهیونیست های بچه کش، با طرح مسئله هولوکاست در زمانی که هیچکس کاری به کار آنها نداشت، خدمت بزرگی به بیداری، تجهیز، تقویت و تکاپوی بین المللی آنها و تلاش های گسترده در جهت تحکیم آنها کردید و چنان آنها را به مظلوم نمایی و "دید گفتیم دیدگفتیم که دشمن داریم و می خواهند ما را نابود کنند" واداشتید که در وصف نمی گنجد. شما بزرگترین، بهترین و دست به نقد ترین بهانه را در سحطی جهانی برای بهره برداری تاریخی به صهیونیست ها دادید و سبب شدید به قول فرمایش درستتان، هرچه تا پیش از آن هم می کردند و بعدا هم قرار بود بکنند  را صد برابر توسعه دهند و تبعات آن را متاسفانه بر دوش دولت و ملت جمهوری اسلامی ایران گذاشتید.

وصال دوستان روزی ما نیست/ بخوان حافظ غزل های فراقی
و اما دلم نیامد نکته دیگری را مطرح نکنم درباره آروزی انشالله قلبیتان برای رسیدن به فوز عظیم شهادت که رزقنالله و ایاکم انشالله. که آن را نیز نمی دانم از کجا می جوئید و با چه وسیله ای؟ آیا اینکه مجری تلویزیون را اشارت بفرمایید و یا خود ایشان ابتکار به خرج داده و برای خوش آمد شما یا به هردلیلی، دو بار در خلال مصاحبه از به شهادت رسیدن شما و نام گذاری اتوبانی به نامتان در برابر میلیونها بیننده سخن بر زبان بیاورد، شما به درجه شهادت خواهید رسید؟؟؟؟ یا مردم شما را شهید زنده خواهند پنداشت؟؟؟
کدامیک از شهدای بزرگوار و گرانقدر ما می دانستند که روزی اتوبانی به نامشان خواهد شد و یا در آروزی نامگذاری میدان و خیابان و کوچه ای به نام خود بودند؟ اگر آرزو و مراد شما رسیدن به فوز شهادت است که قطعا اینگونه است و انشالله روزی ما و شما و جمله مومنین شود، آیا مسیر آن اینگونه جار زدن آن از تلویوزیون است؟ آیا از زبان مولانا نخوانده اید که:
گفت پیغمبر که هر که سِر نهفت     زود گردد با مراد خود جفت
و یا
گورخانهء راز تو چون دل شود         آن مرادت زودتر حاصل شود
آقای احمدی نژاد شما به قطع و یقین کارهای بزرگی انجام داده اید. این کنایه نیست و از سر صدق و راستی است. شما خیلی کارهای بزرگی کردید. شما کوره ده هایی را به نام ریاست جمهوری کشور اسلامی بازدید کردید که مردمانش بالاتر از کدخدا به عمرشان ندیده بودند و همین مشت نمونه خرواری از محاسن شما است. اما ایکاش اقای حیدری عزیز یک بار هم که شده با نادیده گرفتن محذورات و آنچه در گوشی به او می گویند به شما در خلال همه این مصاحبه ها که روشتان تعریف مدام از خود است و یا حتی بعد از آن می گفت :
گفتمش پوشیده خوشتر سر یار
خود تو در ضمن حکایت گوش‌دار
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران

 وبلاگ > نوروزپور، محمدرضا - .

 

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه هفتم مرداد 1392 و ساعت 19:22 |

 یک روز در دفترم نشسته بودم که آقای رجایی فشاری روی شانه من داد. دیدم ای داد و بیداد، ما همین الان باید با هم دعوا کنیم. نگاه کردم دیدم که رنگش پریده است. چی شده؟ گفت تو نمی‌دانی چه کار کردی؟ گوشی امام از من کشید که در عمرم کسی این جور با من برخورد نکرده بود. گفتم: مگر امام چی گفتند؟ سر چی؟ خدایا چه خلافی کرده‌ایم؟ ما که تمام دلمان با امام و انقلاب است. چی شده؟ گفت: راجع به آن اطلاعیه جواب میتران. گفتم: آقا می‌گفتی به میتران که این را بد ترجمه کرده‌اند. ما مرکز ثقل نوشتیم. گفت: اصلا حرف سر این نبوده، من هم فکر کردم همین است. امام به من گفتند: یک کسی به تو تبریک گفته است، تبریک عرض می‌کنم، تو به عنوان یک مسلمان باید بگویی متشکرم. تو چه جوری می‌زنی تو دهان رئیس‌جمهور یک مملکت. ادبمان کجا رفته است.

پس از اظهار نظر عجیب  آقای روح اله حسینیان ،( نماینده مجلس ) که گفت: حضور جک استراو در مجلس با عکس‌العمل نمایندگان همراه می‌شود(لینک خبر)، از این‌رو در صورت حضور این فرد در مراسم تحلیف من با گوجه از او پذیرایی می‌کنم مطلبی در نقد این گفته ایشان نوشتم اما بعد یاد خاطره ای جالب از مرحوم صابری فومنی "گل آقا" به یادم آمد که خیلی زیاد به این ماجرا مربوطست. آن خدابیامرز می گوید:

«آقای رجایی بعد از بدبختی‌هایی که ما سر جریان بنی‌صدر کشیدیم به ریاست جمهوری انتخاب شد. آقای فرانسوا میتران انتخاب آقای رجایی به ریاست جمهوری را تبریک گفت.

آقای رجایی همیشه می‌گفت که فلانی، تو در مدرسه معلم انشا بودی و من معلم ریاضی، بنابراین مسائل منطقی با من و احساساتی با تو. خیلی از این متن‌ها هست که من نوشته‌ام. آقای رجایی از من خواست که جواب تبریک میتران را نیز بنویسم و من هم نوشتم که بله شما به من تبریک گفتی و از آن طرف پاریس را کرده‌اید مرکز ثقل ضد انقلاب (زمانی که منافقین آنجا بودند). نمی‌دانم کسی که می‌خواست این را به فرانسه ترجمه کند نفهمید یا فهمید و شیطنت کرد. ما یک ثقل داریم به نام جهنم و اینکه جهنم ترجمه کرد یک جوری ترجمه کرد که انگار ما پاریس را جهنم ضد‌ انقلاب خواهیم کرد (یعنی) تهدید و دخالت در امور خارجی. حالا اگر این هم نبوده باشد، متنی که من نوشتم متن غیر دیپلماتیک بود یعنی یک متنی بود که کسی به شما گفته است تبریک عرض کنم گفته‌اید: برو خودت را بساز، خودت را درست کن (جالب این است که من لیسانس سیاسی هم هستم).

این رفت و خارجی‌ها یک مانوری‌ روی آن مرکز ثقل و جهنم کردند که خیلی به ضرر ما تمام شد و پاسخ ما اصلا با عرف دیپلماتیک نمی‌خواند. از آن طرف هم ما مشت‌هایمان را بلند کردیم و مرگ بر آمریکا، مرگ بر فرانسه، برای اینکه مسعود رجوی آنجاست و غیره گفتیم.

یک روز در دفترم نشسته بودم که آقای رجایی فشاری روی شانه من داد. دیدم ای داد و بیداد، ما همین الان باید با هم دعوا کنیم. نگاه کردم دیدم که رنگش پریده است. چی شده؟ گفت تو نمی‌دانی چه کار کردی؟ گوشی امام از من کشید که در عمرم کسی این جور با من برخورد نکرده بود. گفتم: مگر امام چی گفتند؟ سر چی؟ خدایا چه خلافی کرده‌ایم؟ ما که تمام دلمان با امام و انقلاب است. چی شده؟ گفت: راجع به آن اطلاعیه جواب میتران. گفتم: آقا می‌گفتی به میتران که این را بد ترجمه کرده‌اند. ما مرکز ثقل نوشتیم. گفت: اصلا حرف سر این نبوده، من هم فکر کردم همین است. امام به من گفتند: یک کسی به تو تبریک گفته است، تبریک عرض می‌کنم، تو به عنوان یک مسلمان باید بگویی متشکرم. تو چه جوری می‌زنی تو دهان رئیس‌جمهور یک مملکت. ادبمان کجا رفته است.

آقای رجایی گفت: هر چه فکر می‌کنم امام راست می‌گویند. گفتم: هیچ هم امام راست نمی‌گویند، چی‌چی راست می‌گویند؟ امام خودشان می‌گویند مرگ بر آمریکا. ملت زیر سایه امام این جوری بگویند مرگ بر فرانسه، آن وقت ما بنویسیم این جوری؟ حتما باید پیش امام بروی.

شهید رجایی رفت و بعد از ملاقات با امام پیش من آمد و این دفعه دیگر خوشحال. ‌گفتم: چی شد؟ گفت: خدا ما را فدای امام بکند. ما اصلا باید خودمان را با امام میزان کنیم. من رفتم به او گفتم آقا! مشاور فضول ما این جوری می‌گوید. گفتند: هم مشاور فضول تو درست می‌گوید، هم کارشان غلط است. من یک آخوند هستم اینجا نشسته‌ام حرف می‌زنم. من چه کاره هستم؟ من در عالم اسلام برای مسلمانان‌ باید حرف بزنم و حرف می‌زنم ولی تو پست سیاسی قبول کردی. تو رئیس‌جمهور مملکتی. رئیس‌جمهور مملکت باید به عرف سیاسی عمل کند. در عرف سیاسی جواب می‌دهی اما حق توهین که نداری. در حالی که اگر کسی به تو گفت تبریک عرض می‌کنم هر کس بوده باشد تو باید بگویی متشکرم. تمام. دوستت است از او تعریف می‌کنی، نیست می‌گویی متشکر آقا.

دیدم راست می‌گوید. علوم سیاسی را ما خوانده‌ایم و این بنده خدا قم بوده است و در خانه‌اش بوده در تبعید هم که بوده، باز در خانه‌اش بوده، حداکثر راهش این بوده که رفته مثلا نجف مرقد حضرت علی (ع) دعا خوانده است، این جور دنیا را با عرف و نزاکت دیپلماسی آن می‌شناسد که منِ علوم سیاسی خوانده نمی‌شناسم.

گفتم: ‌آقا به حضرت عباس دست‌ها ‌بالا، تسلیم. و آن عبرتی شد. بعدها خیلی در نوشته‌های من تاثیر گذاشت. یعنی هر چه که می‌نوشتم نگاه می‌کردم که چه کار کنم امام ناراحت نشوند. نه اینکه شخصا ناراحت نشوند و اگر شخصا ناراحت می‌شدند می‌رفتیم دستشان را هم ماچ می‌کردیم بلکه ترس ما به خاطر مصالح ملی بود.»

مصطفی ترک همدانی

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه یکم مرداد 1392 و ساعت 7:56 |
 
آخرین دیدار رئیس جمهور و اعضای هئیت دولت دهم با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پنجمین روز از ماه مبارك رمضان رقم خورد.

بدون هیچ توضیحی به مقایسه بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پایانی با سه دولت هاشمی، خاتمی و احمدی‌نژاد در ارتباط با «شخص رئیس‌جمهور وقت» می‌پردازیم:

بیانات رهبر انقلاب در آخرین دیدار دولت هاشمی با ایشان
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۲۸۴۶

· ان‌شاءاللَّه خداوند متعال، جناب آقاى هاشمى و آقايان محترم - همكاران گرامى ايشان - را مشمول اجرهاى وافر خودش قرار دهد. بنده هم وظيفه اخلاقى مى‌دانم كه احساس خودم را نسبت به جنابعالى - جناب آقاى هاشمى - و همكارانتان عرض كنم.

· بخش قابل توجّهى از اين، به خصوصيّات شخصِ آقاى هاشمى برمى‌گردد؛ يعنى واقعاً برخى از خصوصيات در ايشان هست كه تأثير تام و تمامى در اين موفّقيتها داشته؛ از قبيل برخوردارى ايشان از روحيه كار - پركارى - روحيه ابتكار و نوآورى و ورود در ميدانهاى جديد و ناپيموده، همّت بلند در امر سازندگى و نترسيدن از طرحهاى بزرگ و اقدام كردن شجاعانه در مورد كارهاى بزرگ، شيوه مديريّت باز كه در ايشان وجود داشت و اين به همكاران ايشان امكان مى‌داد كه ابتكار و تلاش خودشان را به كار بيندازند و از آن استفاده كنند.

· ايمان عميق به توانايى خود نيز نقش زيادى داشت. همچنين هوشمندى در شناخت مسائل و مضايق و پيدا كردن راه حلها، بخشى از خصوصياتى است كه بلاشك مؤثّر بود.

· جناب آقاى هاشمى، به عنوان يك روحانى انقلابى، كارآمد، متديّن و متعبّد، براى مردم ما مطرح هستند و اين خصوصيّاتى است كه در ايشان هست.

· به طور مستمر - اقلاً هفته‌اى يك بار - جناب آقاى هاشمى با من ملاقات مى‌كردند. در اين ملاقاتها و جلسات، گزارش كارها، طرح مسائل، طرح مشكلات، نظرخواهى و مشاوره در امور گوناگون نيز بوده است. اين جلسات، جلساتِ پربركتى بود.

· بنده دائماً شما را در طول اين سالهاى متمادى دعا مى‌كردم؛ شخص آقاى هاشمى را به نام و حداقل در هر شبانه‌روزى يك مرتبه - و بيش از اين - و شما را نيز همين طور، معمولاً دعا مى‌كردم. باز هم دعا خواهم كرد.

بیانات رهبر انقلاب در آخرین دیدار دولت خاتمی با ایشان
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۳۲۹۹

· به‌خاطر خدماتتان و زحماتى كه كشيديد و تلاشهايى كه انجام داديد، چه از شخص جناب آقاى خاتمى و چه از شما دوستان، صميمانه سپاسگزارى كنم

· در سالهاى گذشته من شاهد تلاش پُرحجم و جدى جناب آقاى خاتمى و شما برادران و خواهران در همه‌ى زمينه‌ها بودم؛ اين چيزى است كه ما بايد آن را نعمت بزرگى از نعم الهى بدانيم.

· لازم است از شخص جناب آقاى خاتمى هم صميمانه تشكر كنم. اين را به شما دوستان بگويم، به خود ايشان هم شايد بارها گفته‌ام؛ در طول هشت سالى كه ما با ايشان به‌طور مستمر و مداوم در ارتباط بوديم، رفاقت و صميميت ما با ايشان روزافزون بوده؛ خدا را شكر.

· الان پيوند عاطفى و محبت‌آميزى كه بين بنده و آقاى خاتمى هست، از آنچه در هشت سال پيش بوده، بمراتب مستحكم‌تر است؛ و اين ناشى از خصوصياتى است كه من در اين مدت در ايشان حس كردم. تدين و پايبندى و نجابت و روحيه‌ى نجيب ذاتىِ ايشان واقعاً جزو امتيازات و خصال برجسته در ايشان است.

· ايشان در اين مدت تلاش متراكمى انجام دادند؛ ما شاهد بوديم و مى‌ديديم. در مقاطع زمانى مختلف، كشور و دولت و مسؤولان با حوادثى مواجه شدند، و ايشان در يكى از حساس‌ترين مراكز اين مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل كردند؛ ان‌شاءاللَّه خداى متعال اجر اين صبر و تحمل را خواهد داد.

· در ميان خصوصيات ايشان، اگر من بخواهم روى يكى از آنها تكيه كنم، اين است كه ايشان در همه‌ى اين مدت، دشمنانى را كه كمين كرده و خيز برداشته بودند، نااميد كردند. خيلى‌ها از سال ۷۶ - از اول تشكيل اين دولت - مى‌خواستند آقاى خاتمى را در موضع مقابله و مواجهه‌ى با نظام قرار دهند؛ خيلى هم تلاش كردند؛ ما شاهد بوديم. البته ريشه و مبنا و سلسله‌جنبان اين تلاشها در بيرون از اين مرزهاست؛ منتها كسانى هم متأسفانه همان انگيزه‌هاى فاسد و پليد را در داخل انعكاس مى‌دادند. خيلى تلاش كردند، اما آقاى خاتمى حقيقتاً مقاومت كردند. آن روزى كه ايشان اعلام كردند وقتى مى‌گويم «جامعه‌ى مدنى»، مراد من مدينةالنبى است - كه اتفاقاً ديروز يا پريروز در يكى از صحبتهاى ايشان من اين را خواندم - خيلى خلاف انتظار بعضى‌ها شد؛ لذا به ايشان حمله كردند و فشار آوردند.

· من هميشه در اين مدت شماها را دعا كرده‌ام. آقاى خاتمى را حداقل در هر شبانه‌روز يك بار دعا كرده‌ام؛ يعنى در تمام اين مدت شايد هيچ شب و روزى نبوده كه من شخص ايشان را دعا نكنم.

بیانات رهبر انقلاب در آخرین دیدار دولت احمدی نژاد با ایشان
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=۲۳۰۹۴

· همه فهميدند كه رئيس جمهور محترم و همكارانشان در دولت حجم كارشان بسيار بالا و پرشتاب نسبت به همه‌ى دوره‌هاى ديگر بود و هست.

· حجم كار بالا و تلاش خستگى‌ناپذير و اعراض از آسايشها و آسودگى‌ها و امتيازاتى كه معمولاً مسئولان كشورها در دنيا دارند؛ استراحت ميكنند، تفريح ميروند، امتياز ميگيرند؛ اينها را نخواستن، نديدن، طلب نكردن، امتياز بزرگى است كه اين دولت بحمدالله از اين امتياز برخوردار بود.

· يك نكته‌ى ديگر هم كه در مورد اين دولت در طول اين هشت سال مورد نظرم بود و بارها هم به آن اشاره كردم، اين است كه اين دولت بحمدالله توانست شعارهاى انقلاب را سر دست بگيرد و به آنها افتخار كند و آنها را در جامعه مطرح كند.

· اين دولت اين شعارها را مطرح كرد، برجسته كرد، سر دست گرفت، به آنها افتخار كرد؛ در مجامع جهانى، احساس شرم از انگيزه‌هاى انقلابى و از اهداف انقلابى و از شيوه‌هاى انقلابى نكرد؛ اين خيلى كار بزرگى بود.

* نتیجه پایانی: رهبر معظم انقلاب در دیدار پایانی با دولت احمدی‌نژاد، بر خلاف دولت‌های هاشمی و خاتمی، مستقیماً درباره رئیس‌جمهور، اظهارنظر نفرمودند و این نکته‌ای است که هواداران افراطی دولت احمدی‌نژاد باید به دلایل آن فکر کنند.
بخش داخلی الف، 24 تیر 92
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۱
 
+ نوشته شده توسط احمد در جمعه بیست و هشتم تیر 1392 و ساعت 11:23 |
جناب آقای حاج حسین شریعتمداری سلام علیکم و رحمت الله
اجازه می خواهم به عنوان یک جوان ایرانی و کسی که حب وطن و آینده آن را دارم و فارغ از تعلقات جناحی و حزبی و بدون تحریک پذیری از آمریکا، انگلیس، ایادی داخلی و خارجی ، جرج سروس، جین شارپ، فتنه گران و منحرفان، چند کلامی را گلایه وار اما صادقانه و حیرخواهانه و بدون هیچ حب و بغضی حضورتان بیان کرده و امیدوارم که خاطر شریفتان مکدر نگردد.
برادرارجمند، رویه شما در موضع گیری هایتان در موارد گوناگون در ۸ سال گذشته و بخصوص در ۴ سال گذشته بر همه واضح و مبرهن است و دامنه ی آن از حمایت های بی حد و حصر از احمدی نژاد و حملات گاه و بیگاه به دوستان اطرافیان ایشان تا تخریب بی حد و حصر اصلاح طلبان و بویژه شخصیت های برجسته این جناح که در هر دو مورد نزدیکان احمدی نژاد و اصلاح طلبان متاسفانه توأم با انواع افترا و اتهامات ثابت نشده در محاکم قانونی و قضایی بوده ، تا پیش بینی ها و افکار خوانی های شما گسترده شده است.
اما گلایه ما از دیروز و بی مهری هایی که روا داشتید نیست چرا که به قول نلسون ماندلا گذشته را باید بخشید اما فراموش نکرد، بلکه گلایه ما از مواضع امروز شماست، اکنون که پس انتخابات غرورآفرین ۲۴ خرداد ریاست جمهوری و خلق حماسه سیاسی مورد نظر حضرت آقا و ایجاد موج امید به آینده در دل ملت، ضروری ترین نیاز تداوم حضور همه مردم و جریانات در عرصه های سازندگی و آبادانی و خلق دومین حماسه امسال یعنی حماسه اقتصادی است، طرح موضوعات و اتهامات خصمانه ی کهنه و نخ نما شده شما و دوستانتان در مورد اصلاح طلبان می تواند چه معنایی جز آسیب زدن به وحدت و یکپارچگی حاصل از انتخابات ۲۴ خرداد داشته باشد؟
حاج حسین عزیز چرا با مواضعتان به رأی مردم احترام نمی گذارید و می خواهید با مصادره آراء مردم به نفع جریان نزدیک به خود حلاوت و شیرینی انتخابات را در کام ملت تلخ کنید در حالی که اکثر دوستان اصولگرا و حتی نامزدهای محترم رقیب مانند شما فکر نکرده بلکه برخی از آنها نیز نظری کاملا متفاوت با شما دارند؟
دوست گرامی مطمئن باشید سنگ بنای دولت یازدهم بر اساس عقلانیت و تدبیر حول محور وحدت ملی است و دکتر روحانی نشان داده که فردی هوشیار و عاقبت اندیش است و نقشه راه خود را جهت تصدی امور به خوبی می شناسد و تنها کمکی از دست من و شما و سایر دوستان بر می آید این است که در جهت ایجاد دولتی مردمی و کارآرا بگذاریم دکتر روحانی در کمال آرامش و به دور از هرگونه جنجال و هوچی گری رسانه ای همکاران خود را انتخاب کند اما متاسفانه شما در این زمینه هم با پیشگویی ها، خط دهی ها، حمله به حامیان و یاران اصلاح طلب دکتر روحانی و بر هم زدن تمرکز ایشان و دوستانشان قصد تاثیر گذاری بر انتخاب اعضای کابینه را دارید.
جناب آقای شریعتمداری شاید جمله پایانی ام به مذاقتان خوش نیاید اما بنده عادت ندارم کلامی را که حق می پندارم تقیه کنم به همین دلیل خدمتتان عرض می دارم که ما دیگر از پیشگویی هایتان، تخریب هایتان، اتهامات بی پایه و اساستان و وحدت شکنی هایتان خسته شده ایم و از شما و دوستان همفکرتان خواهشمندیم برای رضای خدا چند صباحی کشور، ملت و مسئولین را به حال خود رها و نتیجه را مشاهده کنید اگر اوضاع بهتر از این که هست نشد، شما بار دیگر رویه سابقتان را ادامه دهید، ما هم مطمئنا به شما خواهیم پیوست.

بخش تعاملی الف - مهدی محبی کردسفلی

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392 و ساعت 18:24 |