نظر شما کولونوسکوپی راحت‌تر است یا خوردن یک قاشق ماست؟ دانشمندان آمریکایی در تلاشند به جای آزمایش‌های تهاجمی و آزار دهنده با خوردن یک قاشق ماست و آزمایش ادرار سرطان روده بزرگ را تشخیص دهند.

پزشکان و مهندسان موسسه فناوری ماساچوست (MIT) آزمایش ساده وکم هزینه‌ای برای تشخیص سرطان روده بزرگ کشف کردند که در این روش یک قاشق ماست حاوی نانوذرات مصنوعی قورت داده شده و سپس از این افراد آزمایش ادرار گرفته می‌شود.

این نوع نانوذرات مصنوعی بر سلول‌های سرطانی تاثیر دارد و موجب نشانگرهای زیستی می‌شوند.

به گفته کوین بیلز از موسسه ماساچوست، این فناوری ادامه تحقیقاتی است که نشان می‌دهد این نانوذرات قادر به تشخیص مکان تومورهای سرطانی هستند و با آنزیمی که ترشح می‌کنند، این مواد را می‌شکنند. این قطعات کوچک نانوذرات به وسیله کلیه جمع شده و دفع می‌شوند و به قدر کافی غلیظ و قابل تشخیص هستند.

برای اولین بار این تشخیص با استفاده از دستگاه‌های آزمایشگاهی انجام شد و اکنون دانشمندان نوارهای کاغذهای تشخیص برای آزمایش ادرار (مانند نوارهای کاغذهای تشخیص بارداری) تهیه کرده‌اند. تا کنون این آزمایش بر روی موش‌ها به منظور تشخیص سرطان روده بزرگ و بررسی بافت کبد مورد بررسی قرار گرفته است.

در حال حاضر این گروه تحقیق در جستجوی افزودن این نانوذرات به ماست و تغییر باکتری‌های موجود در ماست برای تولید این نانوذرات در خود ماست هستند.

ایسنا

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 و ساعت 16:13 |
چرا علی صادقی این عکس خانوادگی اش را منتشر کرد؟

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 و ساعت 16:8 |

تولد نوزاد مبتلا به ایکتیوز پیشرفته باعث شگفتی دست اندرکاران بیمارستان امام حسن(ع) داراب در استان فارس شد.

خانم باردار ۲۶ ساله ای در شامگاه ۵ شنبه با مراجعه به بخش اورژانس بیمارستان امام حسن(ع) شهرستان داراب از توابع استان فارس تحت عمل سزارین قرار گرفت و نوزاد پسری با بیماری نادر ایکتیوز پیشرفته(هارلیکون) بدنیا آورد. گرچه تا لحظه تنظیم خبر نوزاد زنده می باشد اما مرگ زودرس آن متصور است.

 تولد نوزادی‌ با‌‌ بیماری‌ وحشتناک‌ در داراب

دکتر مژگان غلامی؛ جراح و متخصص زنان و زایمان؛ که عمل سزارین این خانم زرین دشتی را بر عهده داشت در باره وضعیت جسمی نوزاد گفت: گرچه نوزاد پسر فاقد چشم و مشکل قلبی و تنفسی دارد اما در حال حاضر زنده است. ناهنجاری و عارضه شدید پوستی که از ویژگی های بیماران مبتلا به ایکتیوز است باعث می شود تا مهمترین سد دفاعی این کودک تخریب و دچار مرگ زودرس شود.

این پزشک متخصص در ادامه با اشاره به سهل انگاری و غفلت والدین افزود: بنابر اطلاعات بدست آمده متاسفانه این دومین زایمان بیمار است و در زایمان اول نیز فرزند وی با همین عارضه، بصورت مرده متولد شده است. اصرار والدین مبنی بر فرزندآوری بدون مشاوره پزشکی و ژنتیکی باعث شد تا مادر نوزاد دوباره باردار و چنین نوزادی به دنیا آورد.

 تولد نوزادی‌ با‌‌ بیماری‌ وحشتناک‌ در داراب

وی در تشریح این بیماری توضیح داد: ایکتیوز یک بیماری مادرزاری (اتوزوم مغلوب)و یکی از شدیدترین انواع اختلالات شاخی شدن پوست است که میزان بروز آن یک در سیصد هزار تولد می باشد. ایکتیوز انواع مختلفی دارد که بر اساس شدت ضایعات در اندام های فوقانی و تحتانی به رنگ های سفید تا قهوه ای دیده می شود که ممکن است مادرزادی یا اکتسابی باشد. این بیماری اتوزوم مغلوب است و در ازدواج های فامیلی مشاهده و در موارد شدید باعث مرگ نوزاد می شود اما در بقیه موارد قادر به بقا هستند.

ایکتیوز هارلیکون یک ایکتیوز مادرزادی شدید است که با ضخامت غیر طبیعی پوست جنین مشخص می شود و ظاهر املا آشکاری دارد. نوزاد مبتلا به ندرت بیش از چند هفته زنده می ماند و گاهی مرده به دنیا می آید اما با درمان مناسب حتی تا ۹ سال بقا گزارش شده است.

وی همچنین از نادر بودن چنین مواردی در ایران یاد کرد و بر ضرورت مشاوره های پزشکی و ژنتیکی با توجه به پیشرفت های قابل توجه علوم پزشکی در ایران تاکید نمود

مشرق

 

 

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393 و ساعت 16:5 |

به گزارش داراب آنلاین، دست نوشته زیر را یکی از اعضای گروه کوهنوردی تهران نوشته است که شهریور ماه 92 به آبشارهای زیبای تنگ رغز داراب سفر کرده بودند.تابستان هرسال کوهنوردان زیادی برای دیدن آبشارهای تنگ رغز به داراب سفر می کنند.

به نام آنکه زیبایی را آفرید

وصف این تنگه را بسیار شنیده بودیم که می گفتن بد خفنه!! اما خب تقصیر از ما بود که، کم می انگاشتیمش! بعد مسافت هم کم نبود 12 ساعت تا شیراز و 4 ساعت تا داراب با اتوبوس به همراه معطلی های تعویض ترمینال ها و... سرجمع حدود 20 ساعت در راه بودیم...

بعد تا غذا تهیه کنی و وسایل فردا رو آماده کنی، تنها 3 ساعت فرصت داری بخوابی و راهنما هم فرموده بود: ساعت 3:30 صبح آماده باشید...

برنامه شروع شد...توجه کنید روز قبلش چه جوری بوده.... توصیف هایی که از برنامه شده بود مرا کمی تا اندکی، مردد ساخته بود اما یه چیزی ول می خورد و می گفت بزن به دریا!!!!! آخرش چیه مگه؟ اما جواب این سوال را "بلند" نمی گفت.

خلاصه بعد حدود 2 ساعت وانت سواری و یه ساعتی هم پیاده روی + صبحانه و حالا شروع برنامه....


اول پیاده روی که با خودت می گفتی این بر بیابون، آخه آبشارش کجا بود اونم 100تا! استغفرالله!

ادامه می دی... یه دفعه، خودشو به ما نمایاند!!!! عجب محشریه... عجب اعجوبه ای... دیواره هایی بس بلند و با هیبت که نمی ذاره ذره ای نور خورشید به ما برسه... رنگ آب و رنگ دیواره هایش اغوا کننده است... خوش آمدگویی دره، همون ب بسم الله ست! با یه پرش چند متری تو آب! نذاشت یه مقداری باهاش آشنا بشیم بعد... بایستی می پریدیم...لذتش بسی ناگفتنی است...هرچند که بعضی دوستان باهاش مشکل داشتن! اما من عاشقش بودم. بعد شنا و بعد فرود...

تمرین سنگ نوردی من به یک جلسه فرود کار کردن و 6 بار پایین اومدن ختم شده بود اما اینجا همه چی فرق داشت ... در حین فرود آب بود که بعضی جاها زیر پا جریان داشت و بعضی جاها لطفش بیشتر میشد و می ریخت روی سرت و گاهی تو صورتت و شیب بود و تغییر زاویه ناگهانی بود و کلاهک! همیه این ها بود و یه چیز مهمتر!!!!! که حمایت از پایین نبود!!! یعنی اگر می رفتی دیگه رفته بودی اون دنیا!!! خلاصه اما دیگه نمی شد کاریش کرد...اینجا دیگه مجال عمل بود و بس!!

14 تا فرود این مدلی داشتیم ...خیلی هم عااااااااااااااالی!!!!!

هنوز 4/1 مسیرو نرفته بودیم کم کم شروع کردیم به لرزیدن...اول از همه من!!! اولین باری بود که بدون این که من کنترلی روی اعضای بدنم داشته باشم داشت می لرزید.... عصبیم می کرد... این که خارج از اراده من، هرکاری می خواست و هر قسمتی رو می خواست می لرزوند!!! بد بیراه هم افاقه نکرد...لامصب می گم نلرز... >:

بیخیالش شدم...اما اون در تمام مسیر بیخیال ما نشد! یکی از سختی های تمام مسیر همینه که از نگاه بسیاری مغفول می مونه...سرما! اگر می تونید لباس غواصی تهیه کنید عالیه.

خلاصه شنا، پرش از صخره، فرود، دست به سنگ، لرزش ....تکرار می شد اما نه تکراری، هر یک بار به یه شکل و فرم... همین تنوع بود که هر لحظه بر تحیر ما می افزود ...
راهنمای خوب ما آقا گودرز ماهرانه گره ها رو می زد و کارا رو ردیف می کرد...


رسیدیم به جایی که بهش می گفتن آبشار تاریک ...آره جانم تاریک هم بود!!!!! اما بیشتر تاریکش به خاطر وهم این دره بود. قبل از فرود، راهنما هم تاکیید کرد که تو این دره یه نفر هم مرده! دیگه همچی تموم بود! من پایینو نگاه نمی کردم...آسته آسته رفتم تا آخرش که بایستی می پریدی تو آب و شنا می کردی...نمی دونم چرا وقتی تو آب بودم از پایین نگاهش نکردم! بعدش اما پشیمون شدم. مجال تناول خیلی جاها دست نمی داد مگر مختصری.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم اردیبهشت 1393 و ساعت 10:54 |
 گزارش داراب آنلاین به نقل از تسنیم، شهرستان داراب با گستردگی 6560 کیلومتر مربع و به مرکزیت شهر داراب در جنوب شرقی استان فارس قرار گرفته است. این شهرستان با داشتن جاذبه‌های طبیعی بسیار، از زیباترین شهرستان‌های جنوبی استان به شمار می‌رود.

شهرستان داراب از شمال به شهرستان‌های نیریز و استهبان، از شرق به استان هرمزگان، از جنوب به شهرستان‌های لار و زرین دشت و از  غرب به شهرستان فسا می‌رسد و شهر داراب در 254 کیلومتری شیراز جای دارد.

نقش شاپور

 

در 4 کیلومتری جنوب شهر داراب و در دامنه جنوبی کوهستانی مشهور به پهنا، نقش برجسته‌ای از دوران ساسانی وجود دارد که بیانگر پیروزی بزرگ دومین فرمانروای ساسانی، شاپور اول، بر امپراتوران روم، والرین، گردیانوس و فیلیپ است.

آتشکده آذرخش (مسجد سنگی)

حدود 5 کیلومتری جنوب شرقی شهر داراب و در دامنه کوه، بنای شگفت‌انگیزی با طرح چلیپا (صلیبی شکل) وجود دارد که امروزه به مسجد سنگی مشهور است.

برخی از پژوهشگران بر این باورند که این بنا ابتدا یکی از معبدهای مهم مهرپرستان آریایی بوده و در دوران ساسانیان به آتشکده تبدیل شده است.

مسجد جامع داراب

مسجد جامع داراب در مرکز شهر داراب قرار گرفته و از بناهای ارزشمند دوران صفویه به شمار می‌آید، این مسجد، شبستانی بزرگ با راهروهای پیرامون آن و چهار مناره آجری دارد که در چهار گوشه مجموعه بنای مستطیلی یاد شده، برپا و استوار است.

آسیاب سنگی

در نزدیکی مسجد سنگی، آسیابی در دل کوه ساخته شده که ازدیدگاه معماری در نوع خود بی مانند است. این آسیاب دو تنور عظیم سنگی در بالای کوه دارد که آب از طریق آنها وارد آسیاب می‌شده است.

آتشکده آذرجو

آتشکده آذرجو به سبک چهارطاقی با گنبدی مدور ساخته شده و سقف اصلی آن ویران شده است.رو به روی آتشکده، کوه بلندی به نام حفره سیاه و چشمه طبیعی بزرگی به نام «آغلان قز» به معنی «دختر و پسر» قرار دارد. این آتشکده در حدود 10 کیلومتری غرب داراب قرار گرفته است.

آبشار فدامی

منطقه تفریحی و گردشگری آبشار فدامی از مناطق دیدنی شهرستان داراب به شمار می‌رود و دربرگیرنده چند آبشار است. این آبشارها دارای آبی شیرن و شور و سرد و گرم بوده و جلوه‌ای بی‌مانند از طبیعت را نشان می‌دهند. این آبشار در شهر فدامی قرار گرفته است.

آثار شهر قدیم دارابگرد

در 11کیلومتری جنوب شهر داراب، آثار و بقایای شهر قدیمی دارابگرد دیده می‌شود. ورودی این شهر دارای چهار دروازه اصلی بوده و گرداگرد آن را دیواری مدور و عظیم به طول 6 کیلومتر فراگرفته است.

در گذشته، پشت دیوار، خندقی بزرگ برای نگهبانی از شهر ایجاد کرده بودند. در مرکز شهر و در بلندترین قسمت آن، دو صخره عظیم و جدا از هم وجود دارد که در بالای صخره بزرگ، آثار کاخ منسوب به اردشیر بابکان دیده می‌شود. 

سایر آثار دیدنی داراب

امامزاده شاهزاده ابوالقاسم (ع)، آرامگاه دحیه کلبی انصاری (5کیلومتری جاده داراب-فسا)، امامزاده شاه ابوزکریا (17کیلومتری جنوب داراب)، امامزاده شاه فضل الله (ع) (مشهور به پیرغریب، 25 کیلومتری غرب داراب)، چشمه و آبشارهای رَغِز، چشمه و آبشارهای کاسه رود،چهارطاقی تنگ چَک چَک، غار سَهلک، منطقه حفاظت دشه چانفتی و منطقه شکار ممنوع کوهستان از دیگر جاذبه‌های دیدنی مهم شهرستان داراب به شمار می‌رود.

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم اردیبهشت 1393 و ساعت 10:44 |

وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار پیامی ویدئویی در صفحه توئیتر خود، اهداف ایران در پیگیری برنامه هسته‌ای را تشریح کرد و گفت هیچ قدرتی در جهان نمی‌تواند سرنوشت دیگران را تعیین کند.

به گزارش تابناک، «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با انتشار پیامی ویدئویی در صفحه توئیتر خود، هدف ایران از پیشبرد برنامه هسته‌ای را تشریح کرد. در این پیام که به 5 زبان (فارسی، انگلیسی، ترکی، فرانسه و عربی) منتشر شده، آمده است:

«عزت چیست؟ احترام چیست؟ آیا باید برای این‌ها مذاکره کرد؟ آیا می‌توان روی آن‌ها قیمت گذاشت؟ تصور کنید شما نبایست کاری را که همه انجام می‌دهند، انجام دهید. کاری را که همه مجاز به انجام آن هستند. آیا شما کوتاه می‌آیید؟ یا بر موضع خود پافشاری می‌کنید؟ ما همه در اراده خود آزاد هستیم و توان تعیین سرنوشت خود را داریم. این به معنای لجبازی یا در نظر نگرفتن نقطه نظرات دیگران نیست. اراده آزاد در وجود همه ما است، در ذات ماست. این ماهیتِ مطالبات جمعی ما ایرانیان در قرن اخیر بوده است. ما پی در پی دست در دست یکدیگر نهاده‌ایم، تا در برابر استبداد بایستیم و برای آزادی اراده، احترام مطالبه کنیم.

ایرانی‌ها تفاوتی با دیگر مردم این کره خاکی که از آن بهره‌مندیم، ندارند. ما نیز خواهان احترام به عزت خویش هستیم. برای ما ایرانی‌ها انرژی هسته‌ای پیوستن به یک باشگاه یا تهدیدآفرینی برای دیگران نیست. انرژی هسته‌ای یک جهش، یک حرکت به سوی تعیین سرنوشت خویش است، به جای اینکه به دیگران اجازه دهیم برای ما تصمیم بگیرند.

برای ما، انرژی هسته‌ای به معنای تامین آینده فرزندانمان است؛ برای ایجاد تنوع در اقتصادمان؛ برای جلوگیری از هدر رفتن نفتمان و پیرامون تولید انرژی پاک. این حرکتی است رو به جلو برای ملت ایران همانند دیگران، در یک عرصه نوین که با صلح، پیشرفت و کامیابی تعریف شده است.

حال اگر به شما بگویند که چنین انتخابی ندارید چه می‌کنید؟ آیا کوتاه می‌آیید؟ حقوق اعطاکردنی نیست. و چون اعطا نشده، پس مصادره نیز نخواهد شد. این به معنای رسیدن به بن‌بست نیست. راهی به جلو وجود دارد. مسیری سازنده در جهت تعیین سرنوشت خودمان، حرکتی به سوی پیشرفت، برای حفاظت از صلح. حرکتی رو به جلو. تنها انتخاب بین تسلیم یا رو در رو شدن نیست.

تابستان گذشته مردم ما تعامل سازنده را به وسیله صندوق‌های رأی انتخاب کردند و از این راه آن‌ها به دنیا یک فرصت تاریخی برای تغییر مسیر دادند. استفاده از این فرصت یگانه نیازمند یک موضع برابر و انتخاب یک مسیر بر پایه احترام متقابل و به رسمیت شناختن عزت همه انسان‌ها و بیش از آن به رسمیت شناختن این واقعیت است که هیچ قدرتی، هرچند مقتدر، نمی‌تواند سرنوشت دیگران را تعیین کند. این دیگر یک گزینه نیست. ما همه باید سرنوشت مشترکمان، چالش‌های مشترکمان و فرصت‌های مشترکمان را هوشیارانه درک کنیم. ما همچنین باید باور داشته باشیم که تحمیل، پایدار نیست و باور داشته باشیم که با هزینه دیگران نمی‌توان پیشرفت کرد و باور داشته باشیم که یا با همدیگر می‌بریم یا با همدیگر می‌بازیم. تعادل رمز موفقیت است.

گفت‌و‌گوی صادقانه و اعتماد واقعی همه منوط به موضع برابر، احترام متقابل و منافع مشترک است. و بیش از هر چیز، عزت برای همه. ما این را به مردم خود و به دنیا قول دادیم و همیشه به قول خود پایبندیم. مردم ایران مصمم به کاوش در این مسیر هستند. بیایید در پایان دادن به یک بحران غیرضروری و آغاز افق‌های جدید با هم همراه شویم. من «جواد ظریف» هستم. و این پیام مردم ایران است.»
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392 و ساعت 17:22 |

بازاین چه شورش است که در خلق عالم است                  بازاین چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

محرم ماه اشک و گریه و غم اهل بیت علیهم السلام است. محرم ماه "بلی" گفتن به " ألست أولى بكم‏"  در غدیر است. محرم هنگام "َ لَأَبْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما"  است. محرم ماه ابراز محبت شیعه به مقام ولایت و امامت ائمه ی هدی علیهم السلام است. ماه اشک و عزاداری، ماه شیعه برای محبت، ماه کربلا و جلوه ی آن، ماه مقتل و سینه زنی، ماه احقاق حق است.

حسین بیشترازآب تشنه لبیک بود، افسوس که به جای افکارش زخمهای تنش رانشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند.دکترعلی شریعتی

ایام سوگواری آقا اما حسین (ع) مولا و سرور شهیدان را به تمامی عزاداران حسینی تسلیت می گویم

+ نوشته شده توسط احمد در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 و ساعت 7:40 |
+ نوشته شده توسط احمد در شنبه بیستم مهر 1392 و ساعت 17:27 |
پراید پرنده هم اومده تو بازار!!بالگرد تک نفره با موتور پراید و با قابلیت حمل 50 کیلو گرم بار. حالا هی بگید پراید بده بابا داره می پره!!
+ نوشته شده توسط احمد در شنبه بیستم مهر 1392 و ساعت 17:26 |
وقتی دلیل توقف پروژه ها را از نماینده شهرستان و دیگر مسئولین جویا می شوید می گویند: کشور این روزها تحریم است! بودجه نیامده است! به زودی آگهی مزایده انجام می شود! در حال بررسی است! و پاسخ های تکراری دیگری که دیگر رمقی برای مصاحبه خبرنگاران باقی نگذاشته است، داراب را از لیست تحریم های داخلی خارج کنید!

داراب آنلاین - بررسی پروژه های در حال اجرا و افتتاح شده در شهرستان های همطراز داراب در استان پهناور فارس نشان می دهد که متاسفانه در توزیع امکانات عدالت رعایت نشده است.

به عنوان مثال شهرستان های فسا و جهرم در حالی چندمین بیمارستان خود را می سازند که داراب با جمعیت تقریبا برابر تنها یک بیمارستان دارد و فاقد درمانگاه شبانه روزی دولتی و امکانات است.

شهر دوبرجی مرکز بخش فرگ داراب که با مرکز شهرستان بیش از 100 کیلومتر فاصله دارد فاقد درمانگاه شبانه روزی است و به قول یکی از اهالی، مردم نباید عصر ها مریض شوند!

در استانی که قطب پزشکی کشور است بیمارستان و درمانگاه روستاهای ما از کمبود پزشک متخصص رنج می برند به طوری که تصاویر استقبال روستایی های داراب از بیمارستان صحرایی به خوبی نمایانگر این واقعیت تلخ بود!

شهرستان داراب که هزاران بیمه شده تامین اجتماعی دارد فاقد درمانگاه تامین اجتماعی است! و تنها بیمارستانش جبران همه این کمبود ها را باید بپردازد.

وقتی از شیراز به سمت داراب حرکت می کنید در تمام طول مسیر ماشین آلات راه سازی هر چند با سرعت کم در حال ساخت بزرگراه هستند اما با عبور از فسا و ورود به منطقه استحفاظی شهرستان داراب دیگر خبری از اجرای هیچ پروژه ی راه سازی نیست. با بررسی آمار متوجه واقعیت تلخ دیگری می شوید که در طول تاریخ تنها 11 کیلومتر بزرگراه در شهرستان داراب اجرایی شده است! که نیمی از آن گاردریل ندارد و فاقد استاندارد های لازم است.

وقتی دلیل توقف پروژه ها را از نماینده شهرستان و دیگر مسئولین جویا می شوید می گویند: کشور این روزها تحریم است! بودجه نیامده است! به زودی آگهی مزایده انجام می شود! در حال بررسی است! و پاسخ های تکراری دیگری که دیگر رمقی برای مصاحبه خبرنگاران باقی نگذاشته است، لطفا داراب را از لیست تحریم های داخلی خارج کنید!

مردم مظلوم داراب که به گفته امام جمعه محترم، اگر در سال های اخیر سکوت نکرده بودند شاید امروز وضعیتشان این نبود، درد دل های زیادی دارند که مطرح کردن همه آنها در این نوشته خدای نکرده سیاهنمایی تلقی می شود!

داراب که در گذشته یکی از قطب های کشاورزی درکشور بود در سال های اخیر با خشکسالی دست و پنجه نرم می کند و روز به روز بر تعداد بیکاران شهرستان افزوده می شود و همانطور که شما بهتر از من و امثال من می دانید بیکاری رابطه مستقیمی با طلاق، سرقت و دیگر جرایم دارد که آمارها نیز این را نشان می دهد.

تنها دادن وام به جوانان و ارائه آمارهای رنگارنگ در جلسات شورای اشتغال فرمانداری دردی را دوا نمی کند و فقط جوانان بیکار را تبدیل به جوانان بیکارِ بدهکار می کند. امروز شهرستان داراب نیاز به اجرای طرح های صنعتی اشتغال زا دارد.

مردم و مسئولین شهرستان داراب بخوانند

داراب آنلاین که روند پیشرفت شهرستان های همجوار را در دو سال اخیر از طریق رصد رسانه ها دنبال کرده است دلایل زیر را عدم پیشرفت شهرستان داراب می داند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه شانزدهم مهر 1392 و ساعت 16:3 |

طنز/ پشت پرده تلفن اوباما به روحانی

طنز و کاریکاتور > طنز - مسعود مرعشی در بهار نوشت:

همان‌گونه که مطلعید‌‌، ترافیک نیویورک منجر به تماس تلفنی مشکوک باراک اوباما با حسن روحانی شد‌‌. هشت سال حضور احمد‌‌ی‌نژاد‌‌ د‌‌ر د‌‌ولت باعث شد‌‌ه بود‌‌ که نیروهای خود‌‌جوش که د‌‌ر د‌‌وران آقای خاتمی د‌‌ر بالاترین حد‌‌ آماد‌‌گی به سر می‌برد‌‌ند‌‌، د‌‌چار افت بد‌‌نی شوند‌‌ و از روزهای اوج فاصله بگیرند‌‌. خوشبختانه این تماس تلفنی باعث شد‌‌ که بتوانند‌‌ با پرتاب کفش، بد‌‌نی گرم کنند‌‌. به امید‌‌ این‌که با بازگشایی سفارت آمریکا، این عزیزان بتوانند‌‌ هر روز از د‌‌یوار آن بالا بروند‌‌ تا د‌‌چار افت آماد‌‌گی نشوند‌‌. 

بعد‌‌ از این مقد‌‌مه‌چینی قصد‌‌ د‌‌اریم به افشای پشت پرد‌‌ه این ماجرا بپرد‌‌ازیم:

خارجی- د‌‌اخل لیموزین- د‌‌ر مسیر فرود‌‌گاه نیویورک
روحانی شاخه زیتونی د‌‌ر د‌‌ست گرفته، یکی‌یکی برگ‌هایش را می‌کند‌‌.
روحانی: «زنگ می‌زنه، زنگ نمی‌زنه، زنگ می‌زنه، زنگ نمی‌زنه...»
تلفن روحانی زنگ می‌خورد‌‌.
حسن: «الو بفرمایید‌‌؟»
ولاد‌‌یمیر: «چطوری حسن آقا؟ برگشتی به سلامتی؟»
روحانی: «آه! تویی ولاد‌‌یمیر؟ ولاد‌‌یمیر برو بابا. تلفن رو اشغال نکن منتظر زنگ کسی‌ام.»
ولاد‌‌یمیر: «قطع نکن، ببین منو! آخرش منم که واست می‌مونم د‌‌ل به کیا خوش کرد‌‌ی؟»
حسن: «باشه حالا باشه، بعد‌‌ا حرف می‌زنیم. الان توی جلسه‌ام.»
ولاد‌‌یمیر: «چرا د‌‌روغ میگی؟ توی ترافیکی، ‌د‌‌اری میری فرود‌‌گاه.»
حسن: «تو از کجا می‌د‌‌ونی؟!»
بیا با احترام متقابل برخورد‌‌ کنیم، نذار رابطه‌مون شکرآب شه.»


د‌‌اخلی- کاخ سفید‌‌
اوباما: «جان کری جون؟»
کری: «بله؟» اوباما: «جان کری جون؟»
کری: «بله؟» اوباما: «هیچی هیچی ببخشید‌‌. میگم زنگ بزنم به نظرت؟»
کری: «بزن آقا حله. من با جواد‌‌ هماهنگ کرد‌‌م.» اوباما: «ها؟! جواد‌‌ کیه؟»کری: «رفیق فابریکمه. جواد‌‌ ظریف.»اوباما: «هار هار! بی‌جنبه کلا نیم ساعت باهاش حرف زد‌‌یا، فکر کرد‌‌ی چه خبره؟! اگه حسن جواب ند‌‌اد‌‌ چی؟ ضایع میشیم‌ها!»کری: «خب صد‌‌اش رو د‌‌رنمیاریم که زنگ زد‌‌یم.»اوباما: «خب اگه روحانی تابلو کنه آبرومون رو ببره چی؟»کری: «نه! اون مرد‌‌ی که حرفای خصوصی رو افشا می‌کرد‌‌ (یا تصور می‌شد‌‌ افشا می‌کند‌‌) د‌‌یگه رفته.»

لوکیشن اول- د‌‌وباره تلفن زنگ می‌خورد‌‌.
روحانی: «الو، بفرمایید‌‌؟»
صد‌‌ا: «اونجا کبابی اکبر جوجه و پسرانه؟»
روحانی: «نه آقا جان مزاحم نشو.» (می‌خواهد‌‌ تلفن را قطع کند‌‌)
صد‌‌ا: «نه نه قطع نکن! باراکم شوخی کرد‌‌م.» روحانی فکر می‌کند‌‌ فرد‌‌ پشت خط ایهود‌‌ باراک رژیم غاصب است.
روحانی: «کثافت! از جون من چی می‌خوای؟! یه بار د‌‌یگه زنگ بزنی شماره‌ات رو مید‌‌م مخابرات پد‌‌رتو د‌‌ربیارن.»
صد‌‌ا: «این بود‌‌ اعتد‌‌الت؟ این بود‌‌ تد‌‌بیرت؟ آد‌‌م با میزبانش این‌طوری برخورد‌‌ می‌کنه؟!»
روحانی: «ئه! حسین تویی؟ شرمند‌‌ه من اشتباه گرفتم.»
اوباما: «بابت ترافیک نیویورک شرمند‌‌ه. ما «باقر» ند‌‌اریم معضلات رو برطرف کنه.»
روحانی: «ای بابا... حالا روابطمون که خوب شد‌‌، باقر رو بذارید‌‌ شهرد‌‌ار نیویورک، سه سوته رد‌‌یفش می‌کنه. فقط احتمالا بخواد‌‌ چهار سال یک‌بار از طرف حزب جمهوری‌خواه نامزد‌‌ انتخابات شه که یه رونقی به فضای انتخابات بد‌‌ه.
اوباما: «خیلی هم خوبه د‌‌مت گرم.»
روحانی: «باشه پس بهش میگم. هو ئه نایس د‌‌ی د‌‌اد‌‌اااااش.»
اوباما: «کود‌‌افیظ. صاد‌‌یق سلامت لی اینن گد‌‌سن.»
روحانی: «هان؟»
اوباما: «ببخشید‌‌ الان می‌خواستم به مقامات ترکیه زنگ بزنم یه تیکه اشتباهی استانبولی آماد‌‌ه کرد‌‌ه بود‌‌م!»

+ نوشته شده توسط احمد در یکشنبه هفتم مهر 1392 و ساعت 11:18 |

 حجت‌الاسلام دکترحسن روحانی رئیس جمهور در نشست خلع سلاح هسته‌ای که امروز در مقر سازمان ملل برگزار شد، تاکید کرد که  اسرائیل بدون هیچ تأخیری به معاهدات منع سلاح‌ هسته‌ای بپیوندند.

وی افزود: پیشنهاد جنبش عدم تعهد تعیین 26 سپتامبر به عنوان روز بین‌المللی امحای کامل سلاح‌های هسته‌ای است.

متن سخنان حسن روحانی به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای رییس، آقای دبیرکل، عالیجنابان، هیات های محترم، خانم ها و آقایان

ایراد سخن در این گردهمایی تاریخی امتیازی ویژه است. مشارکت تعداد زیادی از رهبران جهان در این نشست، که اولین اجلاس مجمع عمومی در خصوص خلع سلاح هسته‌ای است، در واقع نشانه بارزی از حمایت گسترده از این موضوع مهم است. به نمایندگی از جنبش عدم تعهد که مبتکر برگزاری این نشست است، لازم می‌دانم از همه شما به خاطر حمایت‌هایتان قدردانی نمایم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم مهر 1392 و ساعت 10:31 |

کری مذاکره با ظریف را خوب و سازنده توصیف کرد

خبرگزاری تسنیم: وزیر خارجه آمریکا پس از برگزاری نشست وزرای خارجه ایران و گروه ۱+۵ فضای نشست را خوب و سازنده و اظهارات وزیر خارجه کشورمان را شفاف توصیف کرد.                      

به گزارش حوزه سیاست خارجی خبرگزاری تسنیم؛ جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با اشاره به فضای خوب مذاکره در جلسه عصر پنجشنبه وزیران خارجه کشورهای پنج به اضافه یک با وزیر خارجه کشورمان گفت: دیدار پنج به اضافه یک با ظریف خوب و سازنده بود.

جان کری پس از این جلسه در جمع خبرنگاران گفت: ما همه خیلی خوشحال هستیم که ظریف به جلسه آمد و خیلی شفاف موضوع هسته ای ایران را مطرح کرد.

وی با اشاره به تغییر لحن دولت جدید ایران در این موضوع گفت: من در کنار این جلسه با ظریف در مورد ادامه دادن این مسیر و حل کردن نگرانی ها و سوالات کشورها در مورد برنامه هسته ای ایران صحبت کردم.

جان کری با اشاره مجدد به رضایت از حضور ظریف در این جلسه گفت: ظریف در این جلسه پیشنهادهائی را مطرح کرد که باید آنها را بررسی کنیم.

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم مهر 1392 و ساعت 10:30 |

ظریف و جان کری کنار هم نشستند

سیاست > دیپلماسی - نشست ایران و گروه 1+5 در نیویورک آغاز شد.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین این دیدار در نیویورک، نخستین دیدار همتایان ایرانی و آمریکایی در این سطح درباره ایران پس از قطع رابطه است.
طبق تصاویری که از محل مذاکرات ۱+۵ و پیش از آغاز جلسه رسیده، هیئت ایرانی و هیئت آمریکایی در گوشه میز و کنار یکدیگر نشسته‌اند.

ظریف

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه پنجم مهر 1392 و ساعت 9:30 |

خداوندا....

به دل نگیر اگر گاهی

زبانم از شکرت باز می ایستد!!...

تقصیری ندارد...

قاصر است

کم می آورد در برابر بزرگی ات...

لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت

در دلم اما همیشه

ذکر خیرت جاریست!!....

+ نوشته شده توسط احمد در جمعه بیست و دوم شهریور 1392 و ساعت 15:43 |
قابل توجه کلیه شرکتهای پرتونگاری

شرکت مهندسی پرتوآزمون آذر با همکاری شرکت سایان دوره بازآموزی حفاظت دربرابراشعه ویژه مراکز صنعتی را در تاریخ ۱۴و۱۵ شهریور ۹۲ در عسلویه برگزار می نماید.

جهت ثبت نام با شماره های ۰۹۳۶۷۱۱۰۵۴۵ و۰۹۱۶۶۰۱۱۴۲۰ (عابدی-سعیدزاده) تماس حاصل نمایید.

+ نوشته شده توسط احمد در پنجشنبه هفتم شهریور 1392 و ساعت 17:35 |

دكتر حسن روحاني در اولين روز از آغاز فعاليت رسمي هيات وزيران براي معارفه سكاندار حوزه سياست خارجه دولتش مهمان كاركنان دستگاه ديپلماسي كشور بود و روز دوشنبه نيز مسئول سياست داخله دولت را تا ساختمان عظيم وزارت كشور در خيابان فاطمي همراهي كرد. حدفاصل شنبه تا دوشنبه هم تقريبا همه وزرا، سرپرستان وزارتخانه‌هاي بدون وزير و معاونان رئيس جمهور در محل كارخود حاضر شدند و از صبح امروز عملا حركت قطار دولت يازدهم آغاز شده است.
دو معارفه ديروز و روز شنبه اما فرصت تازه اي بود تا دكتر حسن روحاني ديدگاه‌هاي رئيس جمهور و دولت يازدهم را در آغاز راهي چهارساله بيشتر از قبل تبيين كند. رئيس جمهور اما لابلاي سخنان خود در هردو مراسم، خواسته يا ناخواسته، بارها ذهن شنوندگان را براي يك قياس خاص به روزهايي از هشت سال گذشته برد و برگرداند. هركس كه سخنان شنبه و دوشنبه آقاي دكتر روحاني را شنيد، ناخودآگاه در مقام مقايسه شخص روحاني با شخص احمدي نژاد و دولت روحاني با دولت احمدي نژاد برآمد.
رئيس جمهور روز شنبه در جمع ديپلمات‌ها و متوليان سياست خارجي كشور تاكيد كرد كه «سياست خارجي جاي شعار نيست و حق نداريم سياست خارجي را براي گرفتن تکبير و کف صرف کنيم. » اين سخنان روحاني ذهن‌ها را بيش از هرچيزمتوجه سفرهاي مكرر احمدي نژاد به نيويورك مي‌كند. رئيس دولت پيشين در طول هشت سال حضور در پاستور حداقل 110 سفر خارجي رفت و هربار با حداقلي از دستاوردهايي از جنس منافع ملي كشور به تهران بازگشت. از اين تعداد سفر، مقصد 9 سفر نيويورك بود و مقصد 9 سفر ديگر كاراكاس ونزوئلا. حتي اگر باقي آن 90 سفر را فاكتور بگيريم، در جريان همين 18سفر، بارها سياست خارجي ايران از سوي شخص رئيس دولت‌ به فرصتي براي شعار دادن و مانور تبليغاتي بدل گرديد و صرف تكبير و هورا گرفتن از حاميان داخلي او شد و تقريبا و تحقيقا ديگرهيچ.
شايد با نگاه به همين هزينه‌ها و تجربه استفاده ناخوب از عرصه سياست خارجي در سال‌هاي گذشته است كه روحاني در گفته‌هاي خود با يادآوري لزوم امانتداري مسئوليت و تفكيك عنوان حقيقي و حقوقي فرد به عنوان مسئول ارشد امور اجرايي كشور مي‌گويد كه « هراشتباهي در سياست خارجي براي ملت بسيار سنگين خواهد بود و مسئولان اگر در موضع‌گيري خطا کنند، از جيب مردم خرج کرده‌اند.»
واقعيت اين است كه در طول هشت سالي كه گذشت، استفاده شعارگونه «مقام حقوقي» رئيس جمهور كشور از عرصه سياست خارجي باعث شد تا هم شخص احمدي نژاد و هم حاميان او بارها به «عنوان حقيقي» او مقامي « قدسي» بدهند و در توصيفش به طور مرتب غلو كنند تا جاييكه امر هم بر او و هم برحاميانش مشتبه شود. رحيمي در سالهايي كه هنوز معاون اول رئيس جمهور نشده بود با طرح داستاني از سفر خارجه اش او را تا مقام پيامبري بالا برد. فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت‌هاي نهم و دهم در وصف اعجازاحمدي نژاد صفحه‌ها قلمي كرد و كتاب نوشت و او را «معجزه قرن» ناميد و احمدي نژاد به شخصه حول سر خود در صحن سازمان ملل هاله نور ديد؛ هاله اي كه او را از در سالن تا محل تريبون همراهي كرد و به او جرات سخن گفتن در كاخ ستمگران! داد. هاله اي كه در ذهن رئيس جمهور وقت حضورش آنچنان مسلم شده بود كه آن را با يكي از علماي بزرگ قم در ميان گذاشت. برخي علماي قم هم در مقاطعي مخالفت با او را تا مقام مخالفت با خدا بالا بردند و حتي حكم رياست جمهوري و فهرست وزراي او را امضاء شده از سوي امام زمان(عج) دانستند. اين قدسي سازي كه در همه 4 سال اول دولتمداري احمدي نژاد در اوج بود در چهارساله دوم كار را هم براي شخص احمدي نژادي كه ديگر خود را زميني نمي‌دانست و هم براي همه آناني كه دستي در بركشيدن احمدي نژاد بر قدرت و بر آسمان داشتند، سخت كرد.
رئيس جمهور دولت يازدهم اما روز گذشته و از همين اولين روزهاي آغاز به كار دولتش تكليف شخصيت حقيقي و حقوقي‌ خود را مشخص كرد و با تاكيد بر زميني بودنش از هرگونه معجزه و هاله برائت جست. او در تكميل سخنان روز شنبه، در مراسم معارفه رحماني فضلي در وزارت كشور اظهار داشت كه «حسن روحاني مثل همه آدم‌هاست و فرقي با ديگران ندارد، معجزه‌گر يا معجزه قرن و دهه نيست و معجزه‌اي ندارد و اتصال ويژه‌اي به آسمان و پشت پرده هم ندارد.»
روحاني با اين سخنان هم تكليف خود را با مردم- چه حاميان و چه منتقدان و مخالفانش- روشن كرد و هم تكليف خود به عنوان شخص روحاني را با شخصيت حقوقي جايگاهي كه در آن قرار گرفته است، معلوم كرد. مهم تر از همه تكليف جايگاه رياست جمهوري را براي جمهور مردم مشخص، احيا و البته زميني كرد. از قضا همه اين تكاليف در همه هشت سال گذشته به طرز عجيبي به هم ريخته و آشفته شده بود و شايد در كنار همه بازسازي‌هايي كه بايد صورت بگيرد، بازسازي وجهه و جايگاه «عنوان حقوقي» رياست جمهوري، جداسازي آن از «عنوان حقيقي» شخص و البته زميني كردن اين جايگاه، هم از جمله وظايفي است كه روحاني بر دوش خود احساس مي‌كند و بايد در همين 100 روز اول دولت آن را به انجام برساند.

نويسنده : سيد علي محقق

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 19:4 |
یک راننده پیکان در داراب در ابتکاری جالب جهت مقابله با گرمای طاقت فرسای تابستان این شهر یک کولر آبی دست ساز را بر روی باربند خودروی خود نصب کرد!

 منبع:داراب آن لاین
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:53 |

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:8 |
شاید جالب باشد وقتی در شهری کهن و تاریخی با هوای گرم و نخلستان‌های وسیع و باغ‌‌هاي مرکبات صحبت از دره و آبشار و کوه و صخره‌های عظیم به میان آید آن هم در همسایگی هم.

داراب یا دارابگرد یکی از بزرگ‌ترین ولایات پارس قدیم محسوب می‌شده و سرتاسر آن پر از شگفتی‌های منحصربه‌فرد تاریخی و طبیعی است. قلعه دارابگرد، نقش برجسته دارابگرد، تنها مسجد تاریخی چهارمناره‌ای جهان، آتشکده آذرخش، آتشکده آذرجو، آبشار فدامی، روستا‌های زیبای لایزنگان و نوایگان، چشمه گلابی، چشمه تنگ کتویه، باغ‌‌های جنت شهر، تنگه بسیار زیبای رغز، سد رودبال، باغ‌‌های فسارود، غار مظفر سهلک و نقش شاپور داراب از دیدنی‌های این شهر کهن محسوب می‌شوند.
مسیر دسترسی به داراب نیز در نوع خود منحصربه‌فرد است. اگر مانند ما از نیمه شمالی کشور قصد سفر به این شهر را دارید، از سعادت شهر در 120 کیلومتری شمال شیراز به سمت ارسنجان تغییر مسیر بدهید. ارسنجان با غار ضحاک و سد گمبان می‌تواند پذیرای طبیعت دوستان باشد. در ادامه مسیر، به حاشیه دریاچه افسانه‌ای طشک نزدیک می‌شوید.

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:7 |

به نقل از داراب‌ آنلاین در بازدید جمعی از مسئولین شهرستان و دانشگاه علوم پزشکی شیراز از روستای محروم چاه گونی ازتوابع شهرستان داراب که این روزها میزبان جمعی از دانشجویان گروه های جهادی است، دختر بچه ای با حضور در جمع بازدید کنندگان نامه زیر را خطاب به مسئولین شهرستان استان و کشور قرائت کرد.

به نام خدا
ما روستای خود را دوست داریم،
ما در روستای محروم زندگی می کنیم، یعنی چیزهایی که همه جا دارند، ما نداریم.
خانه های ما از سنگ و گل ساخته شده که در آنها به سختی زندگی میکنیم.
اگر زلزله بیاید خانه های ما محکم نیست.
در این جا اگر کسی مریض شود نمیدانیم چه کار کنیم، چون راه روستایمان خیلی خراب است و نمیتوانیم او را به شهر برسانیم تا دکتر او را مداوا کند.
روستای ما روحانی ندارد و مسجد روستا هم خیلی خراب است.

 


ما در اینجا با بچه ها به سختی درس می خوانیم چون کلاس های ما خراب است و ما بچه ها فکر می کنیم کسی به فکر ما نیست یا ما را دوست ندارد.
بعضی از پدر و مادرهای ما مریض هستند و پول ندارند که به شهر بروند تا خوب شوند.
ما بچه ها دوست داریم جایی برای ورزش داشته باشیم.
ما بچه ها دوست داریم که روستای ما جاده داشته باشد.
پدرم میگوید از سال 42 می خواهند جاده درست کنند نمی دانم چرا درست نمی شود!
چند سال قبل صادق علی نژاد که جوان بود توی همین جاده ی خراب از بین رفت و همه روستا خیلی ناراحت هستند.
معلم ما می گفت: امام خمینی فرموده تار موی ما را به کاخ نشینان عوض نمی کند؛
مادرم می گفت:
خدا کند این مهمانان که آمده اند بتوانند برای ما کاری کنند!

 

+ نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1392 و ساعت 16:1 |
«بسم الله الرحمن الرحیم

امروز یکی از نمایندگان مخالف دولت تدبیر و امید در سخنانی که رگه‌هایی از عقلانیت، اعتدال و قانون در آن مشاهده نمی‌شد به تکرار اتهامات علیه بنده پرداختند که پیشتر و طی چهار سال گذشته بارها از تریبون‌های مختلف از جمله رسانه ملی و خانه ملت بیان شد اما شاید لازم باشد که شما را دعوت کنم به مطالعه دوباره حقوق ملت در فصل سوم قانون اساسی، آنجا که می‌گوید همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در برابر قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.

در پایان مقابل جنابعالی و سایر وکلای ملت که در احقاق حقوق شهروندی جمهوری اسلامی کوشا هستند سر تعظیم فرود می‌آورم و از خداوند متعال می‌خواهم که حق رفیق راهتان باشد.

مهدی هاشمی بهرامانی».
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 16:22 |

زنگنه وزیر پیشنهادی نفت: برای این وزارتخانه من با خیلی از افراد مشورت کردم. هم از مسئولان مختلف این وزارتخانه و هم با خود ایشان که دو نفر دیگر را برای وزارت پیشنهاد دادند. اما همان دو نفر گفتند که زنگنه بهترین گزینه برای وزارت نفت است. از زمان شورای عالی امنیت ملی با ایشان همکار بودم. برخی رسانه​ها ایرادی در این زمینه گرفته اند. نویسنده آن نامه که به بنده نسبت می​دهند، خودم هستم. آن موضوع ربطی به صلاحیت ایشان ندارد. وزارت نفت نیازمند دیپلماسی گسترده​ای است و بی تردید زنگنه جزء بهترین​ها هستند و به تعبیری بهترین است که می تواند در این شرایط حساس این مسئولیت را بپذیرد. آشنایی من با او از زمان جبهه​های جنگ است. او در وزارتخانه​های مختلف مسئولیت داشته است.

نعمت​زاده، وزیر پیشنهادی صنعت: از اولین دولت​ها از زمان شهید رجایی، ایشان وزیر بودند. ایشان همواره چهره​​ای فعال بوده و به درستی پدر صنعت و پدر پتروشیمی​است و آثار فعالیت وی را در بخش صنعت و پتروشیمی می​توان دید. ما هر کسی را که برای این وزارتخانه در نظر داشتیم، پیشنهاد دادند که نعمت زاده وزیر شود و آنها معاون وی باشد. یکی می گفت نعمت​زاده سنش بالاست و دیگری گفت که قلبش جوان است! ایشان در یکی دو هفته اخیر هم که مشکلاتی بروز یافت، او با شجاعت حضور یافت و رفع و رجو کرد. همه در بخش صنعت کشور، او را به عنوان پدر بخش صنعت می​شناسند.

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 16:20 |
جلالی خطاب به رسایی: نجابت می‌کنیم از روزنامه رنگی‌ات حرف نمی‌زنیم!
رییس فراکسیون رهروان ولایت مجلس شورای اسلامی در تذکری آیین‌نامه‌ای گفت: ما امروز به دنبال این هستیم که با این رای و انتخابات اگر اندک شکافی در حاکمیت و بین دولت و ملت ایجاد شده، رفع شود، چرا این شکاف را افزایش می‌دهید!

کاظم جلالی در تذکر خود در جلسه علنی بعدازظهر امروز (دوشنبه) اظهار کرد: من طبق آیین‌نامه ۵ دقیقه اجازه پاسخگویی دارم زیرا آقای رسایی صریحا به نطق من اشاره کرد و گفت: «ای کسی که در نطق صبح گفتی کاسبکارانه فتنه، آیا رهبری هم کاسبکارانه فتنه است» اولا من از عبارت مشمئزکننده ایشان به ساحت رهبر معظم انقلاب عذرخواهی می‌کنم و متاسفم که یک نماینده مجلس چنین عبارت مشمئز کننده‌ای را به ساحت مقام معظم رهبری وارد می‌کند و برای اهداف سیاسی خود حاضر است اینطور از رهبری خرج کند تا نماینده و همکار خود را تضعیف کند.

وی افزود: در ایام فتنه برای سخنرانی به دانشگاه رشت دعوت شدم، در هنگام برگشت در هواپیما عزیزی در کنار من نشسته بود و خود را معرفی کرد و گفت فرمانده ناحیه انتظامی استان گیلان است، او گفت برادرزاده آقای رسایی در جریان فتنه دستگیر شده و آقای رسایی پدر فرمانده نیروی انتظامی را برای آزادی وی در آورده است، برادر ایشان پیمانکار است، مشارکتی است و در راه و ترابری پیمانکاری‌های بزرگ می‌گیرد.

نماینده شاهرود در مجلس خطاب به رسایی ادامه داد: اگر ما نجابت می‌کنیم، اگر از روزنامه رنگی ۹ صفحه‌ای تو حرف نمی‌زنیم، اگر از پول‌های چندصدمیلیونی تومانی که به روزنامه تو و کار تو کمک می‌شود، نمی‌گوییم، قلمت و بیانت از بقیه بهتر نیست، اگر خدایی نکرده بخواهیم غیراخلاقی و غیرمودبانه صحبت کنیم، ادبیاتش را بلد هستیم.

جلالی همچنین اضافه کرد: کاظم جلالی ۱۴ سالش بود که به جبهه رفت و الان اتوکشیده در خدمت شماست، او بچه روستایی مستضعفی است،او را هم پودر کنید، مثل خیلی‌های دیگر که پودرشان کردید، با بیان، قلم و اجازاتی که علی الظاهر به لحاظ شرعی دارید که به همه بتازید و هر عبارت راست و دروغی را در هر تریبونی بگویید، می‌توانید آدم‌ها را نابود کنید. اما این کار را نکنید به مصلحت جامعه نیست.

رییس فراکسیون رهروان ولایت مجلس با اشاره به نطق صبح امروز خود یادآور شد: من در جلسه صبح گفتم فتنه و فتنه‌گر محکوم است اما باید به مر کلام رهبری توجه کرد، چقدر آدم‌ها را به عنوان ساکت فتنه زدید، مثلا دکتر لاریجانی را زدید. آیا خدمت کردید به جامعه؟ من مدتی پیش از بزرگواری پرسیدم آیا نتیجه انتخابات برای شما خیلی بهتر شد؟ گفت نه خیلی بد شد. گفتم چون نیروهای خودتان را زدید. شما خودزنی کردید. وقتی در جریان اصولگرایی همه را به یک بهانه می‌زنید، باید منتظر نتایجش هم باشید.

کاظمی جلالی در پایان گفت: این تفکر هم در انتخابات اخیر و هم در آزمون‌های دیگر نشان داده شد و مردم این تفکر را برنمی‌تابند. علی لاریجانی رییس مجلس از نمایندگان خواست این بحث را خاتمه دهند. (ایسنا)
 
+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 16:2 |

بزرگواری گفت: در دولت اصلاحات و دولت نهم و دهم شعار جوان‌گرایی گوش فلک را کرد کرد اما برویم از صندوق عتیقه آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی وزیر در بیاوریم؟ برخی از این وزرا را بخواهیم در برخی پروژه‌ها ببریم، باید سرم به آنها وصل کنیم. وقتی در رأس این نظام رهبری عزیز در طول 4 سال از فتنه 88 سخن می‌گویند که فتنه‌گران مملکت ما را به پرتگاه سقوط می‌بردند و نظام ما را به عنوان نظام متقلب معرفی کرده بودند، آیا رواست که از اهالی و طرفداران فتنه در کابینه استفاده کنیم؟ از کسانی که به نمایندگی از سران فتنه در جلسه با رهبری شرکت کردند؟ باز برویم از همین‌ افراد استفاده کنیم و آرامش کشور را به هم بزنیم؟ چرا حرف اساسی نزنیم؟ چرا اگر از فتنه حرف بزنیم، می‌گویند اینها افراطی هستند؟ پس رهبری اولین افراطی است! علی​محمد بزرگواری نماینده کهکیلویه و بویراحمد در مجلس ضمن مخالفت با کلیت کابینه یازدهم، نطق پرحاشیه​ای را ایراد کرد که با واکنش رئیس و تنی چند از نمایندگان مجلس روبرو شد.   این عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس در سخنان خود تأکید کرد: آقای زنگنه بیاید و باز هم آن آقازاده دله دزد مهدی هاشمی بیاید و میدان‌دار شود؟ نباید به او رأی داد. این آقازاده‌های دله‌دزد به نظام و روحانیت خیلی ضربه زدند.

آقای بزرگواری ظاهرا مقایسه ای بین مسئله فرزندان آقای هاشمی و دزدی های 3000 میلیاردی و بیمه و...دولت قبل (عدالت گسترمهر) داشتند که به آنها گفتند دله درد.چون دزدی های کم و بی ارزش را معمولا به دله دزدی تشبیه می کنند. ضمن اینکه آقای بزرگواری چگونه به افرادی اتهام میزنند که هنوز درهیچ دادگاهی ثابت نشده .ایشان یا از مسلمانی و دستورات آن آگاه نیستند و یا آنقدر حزب اصولگرایی برایشان مهم است که حاضرند تمام قوانین را زیرپا بگذارند.

+ نوشته شده توسط احمد در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1392 و ساعت 15:53 |